eitaa logo
ᏰᏋᏗᏬᏖᎥᎦᏬᏝ ᎷᏬᏕᎥፈ.🖤🎼
77 دنبال‌کننده
32 عکس
0 ویدیو
0 فایل
چنل اصلی عضو باشید🖤🎼 https://eitaa.com/Beutiful6 اینم چنل دوم🖤🎼 https://eitaa.com/Beutiful62
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+ تا حالا دختر ندیده بودم خودش پاشه بره خونه پسر😂✅ چشام رنگ زرد گرفت - پارسا اروم خندید + باشه بیا نمی زن/مت اروم خواستم از کنارش رد شم که بازومو محکم گرفت کنار گوشم گفت + اومدی پرستارم شی ؟ به لكنت افتادم واقا نمی دونستم اومدم چیکار کنم - من .. چیزه .. نمی دونم اروم خندید دستمو کشید و نشوندم روی مبل 👀🤌🏻❤️‍🔥 ✦ ּ ۪  ִֶָ ᒪ𝗶ᑎ𝗸 f.h :)) https://eitaa.com/joinchat/1796867070C1fe8232272 !
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
اندکی از خالع سوسکه!!😂🎀 پارتی واقعی برای همگاااان ، بیا ببین ترمه چه بلایی سر استادش میاره 😶 زندگیشون قاتی با کلکل🥶💘 https://eitaa.com/joinchat/1796867070C1fe8232272 پارت 122 قطعا هستت مهربونم 👀❤️‍🩹
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 23 بمونه🪵🍃 یه رب پست آخر باشه💆🏻‍♀ تبادلات گسترده لیلیوم🌸
توجه ❌😂 برای همه تون سال شده که چرا آیدی منو گذاشت اینجا چون واس همه همینجور هرکی بزن روش آیدی خودش میبنه پس نرید پیویش باهش دعوا نکنید 😂😂💔
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
˙﹏ ིྀ دنیای بافتنی های پینترستی 🪽🩵 آویز کیفتو خاص تر از هر کس دیگه ای کن 😌𝄞 https://eitaa.com/joinchat/120981008C42d66fb869 ᅠᅠㅤㅤ ֶָ֢ 𝅄  ೃ 𝓂𝑜𝑜𝒸𝒽𝒾𝒷𝒶𝒻𝓉 🌷𝜗𝜚 ɞ⊹ 🎀دخترای ادایی از اینجا خرید میکنن
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
هدایت شده از گسترده⁴ساعته‌لیلیوم🌷
+چته حسام؟ الان کار دارم زودتر بگو کارت رو حسام : قربان یه اتفاق بدی افتاده !!! کلافه گفتم +چی شده ؟! حسام: قربان دختره فرار کرده !!! فریاد زدم: چییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حساااممم اگر پیداشش نکنی زندگییییی رو براتون جهنم میکنممممم!!!!!!!!!!!!!😡✨️🤭 https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6 +جوجه کوچولوم فرار کرده؟؟ هه پیدات میکنم جوجه‌ی کوچولوم!!!🐣💝🥺
هدایت شده از گسترده⁴ساعته‌لیلیوم🌷
+دختره پرستاری که تو چنگ یه مافیای قدر گیر افتاده و بالاخره موفق شده فرار کنه که...🤭✨️😵‍💫 https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6 ×دیگه دیره کوچولو!!🫂🥺❤️‍🩹
هدایت شده از گسترده⁴ساعته‌لیلیوم🌷
ساعت ۱۱ شب پاک بشه✅ تا نیم ساعت فعالیت نکنید. گسترده⁴ساعته لیلیوم𐙚
هدایت شده از گسترده لیــٰا/طبق ساعت پاک بشه
تمسخر آمیز خندید: -- دختره میگه معمارم! معمار یا نقاش کودک؟ سمتم یورش آورد که کیان جلوشو گرفت: --آروم باش داداش! آیگل فقط خواست کمک کنه. عربده زد: -- کمک؟! اون خونه درختی با یه باد ریخت پایین! حالا مدارک مطب و شرکت و همه چیزم سوخته! چرا؟ چون خانم معمار بلد نیست یه تیرک رو محکم کنه! چشمای سرخ شده‌اش رو بهم دوخت: -- نه بزار آیگل بفهمه که بی عرضگیش باعث شد آیندمون بسوزه! حتی نتونست یه خونه درختی بسازه بعد میخواد نجاتمون بده؟! با بغض داد زدم: -- من که بهتون گفته بودم با این امکانات کم نمیتونم یه کلبه درختی وسط این جزیره بسازم!
هدایت شده از گسترده لیــٰا/طبق ساعت پاک بشه
--آیگل بخاطر حرف تــــــو گذاشت رفت! و الان چطور برگشــــــتـــــه؟! مشتم رو با گریه به شونه‌اش کوبیدم: -- د بگو! پاهاشو ببین! مار نیشش زده! بعد دو روز پیداش کردیم به نظرت زنده‌اس؟! برگشت و با چشمای اشکیش داد زد: -- خودم کردم خودمم درمانش میکنم. من پزشکم و مطب دارم! -- کدوم مطب؟ همونی که بخاطر مدارکش سرش داد زدی؟ -- مطب فدای سر آیگلم! با بغض داد زدم : -- آیگللللل مردهههه !! https://eitaa.com/joinchat/1495401777Ce828f540bd