eitaa logo
ᏰᏋᏗᏬᏖᎥᎦᏬᏝ ᎷᏬᏕᎥፈ.🖤🎼
71 دنبال‌کننده
252 عکس
43 ویدیو
0 فایل
چنل اصلی عضو باشید🖤🎼 https://eitaa.com/Beutiful6 اینم چنل دوم🖤🎼 https://eitaa.com/Beutiful62
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
میخوای واسه ر*لت ریلز بفرستی ولی نداری؟😫 بیا یه چنل بهت معرفی کنم ریلزاش ر*لت رو دیوونه میکنه🙈👌 مناسب ترین استوری برا ولنتاین🫂💕 ________________♡__________________ ل‍‌ی‍‌ن‍‌ک‍‌ش‍‌ پ‍‌ی‍‌وس‍‌ت‍‌ن‍‌ ی‍‌ادت‍‌ ن‍‌ره‍‌😉 https://eitaa.com/joinchat/4120512023Ca50766c49d
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
مـگه تو نبـودی از این ویدیـو ها میخواستی🧐👊🏻𖥻 همه ازتو این چـنل اصکی میرن🤦🏻‍♀𓏲 استـوری اینسـتا رو از اینجا بیار چرا میری تو روبیکا و. . . 🤡⌗ https://eitaa.com/joinchat/4120512023Ca50766c49d 🤌🏻🤌🏻
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 5 بمونه🪵🍃 یه رب پست آخر باشه💆🏻‍♀ تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده⁴ساعته‌لیلیوم🌷
ࢪܩߊ‌ﻥ ܫش‍ܧߺ ز‍ﻴﺮ ﻨﻮﺭܩߊ‌ܣ🌙 رمان درمورد دختری به نام آوا عه که داره پزشکی میخونه یه روز توی پارک به پسری به نام حامی برمیخوره و سال ها بعد.... قصرمون: https://eitaa.com/haamim_moon1376
هدایت شده از گسترده⁴ساعته‌لیلیوم🌷
هدایت شده از گسترده⁴ساعته‌لیلیوم🌷
ساعت ۴ شب پاک بشه✅ تا نیم ساعت فعالیت نکنید. گسترده⁴ساعته لیلیوم𐙚
هدایت شده از "گسترده‌گیسو‌خانوم🌱"
"برشی از پارت رمان👇پارت واقعی کم سن و سالا نخونن🚫 چقد زود دلتنگش شده بودم اصن چطور دلش اومد چند روز بعد از محرمیتمون منو تنها بذاره و بره روستا خونه مادربزرگش. یعنی اون دلش واسم تنگ نشده و فقط من دلم واسش پر می‌کشه؟ سه روزی بود که ندیده بودمش تماس تلفنی هم بخاطر وضعیته آنتن روستا نداشتیم. سرگرم کارام بودم که زنگ زد و گفت رسیدن تهران و نزدیک خونه اشونن، صدای دخترونه اش که توی گوشم پیچید دلتنگیم رو چندین برابر کرد برای دیدنش دست از پا نمی‌شناختم سریع گازشو گرفتم سمت خونشون. برای دیدن محرم ترینم بی تاب بودم وقتی رسیدم مادرش گفت دیلان رفته دوش بگیره،حیف که مادرش خونه بود! حتی فکرشم قلبم رو به تپش میندازه! توی اتاقش منتظر موندم چند دقیقه ای گذشت که صدای باز شدنِ در اومد؛ با دیدنش،زبونم بند اومد؛ انگار زمان در همون لحظه متوقف شد. موهای خرمایی و خیسش، مثل تارهای ابریشم روی شونه‌هاش ریخته بودن و اون حـ.وله‌ی سفید دورش..،تا نگاهش به من افتاد، نفسش تو سینه حبس شد، هینِ کوتاهی از میون لبای مرطوبش بیرون پرید. با چشمای متعجب پرسید: تو...تو اینجا چیکار می‌کنی؟! سر تا پاش رو با نگاهم طواف کردم اولین بار بود که اینطوری می‌دیدمش قلبم بی امان تو سینه میکوبید نفهمیدم چطور خودمو با قدم های بلند بهش رسوندم و به سمت خودم کشیدمش...حالا هیچ فاصله ای بینمون نبود،دست روی گونه ی سرخ شده از خجالتش گذاشتم و کنار گوشش پچ زدم: - امونم رو بریدی،انقد دلتنگت شدم که فقط با یه چیز رفع میشه! با این حرفم، به خودش لرزید که لبخندی کنج لبم نشست و دستمو نوازش وار روی موهای سرش حرکت دادم تا روی لبه ی حوله مکث کردمو،خیره به چشمای لرزونش... https://eitaa.com/joinchat/3414230397Cc90b3d5baa جنجالی ترین رمان ایتا رو براتون آوردم☝️ فقط متأهل ها عضو بشن🤨 فوووووللللل هیجانههههه و عاشقانههههه رمان ♥️ توجه توجه ⬇️ این رمان بر خلاف بقیه رمان ها کامل شده است
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
میخوای واسه ر*لت ریلز بفرستی ولی نداری؟😫 بیا یه چنل بهت معرفی کنم ریلزاش ر*لت رو دیوونه میکنه🙈👌 مناسب ترین استوری برا ولنتاین🫂💕 ________________♡__________________ ل‍‌ی‍‌ن‍‌ک‍‌ش‍‌ پ‍‌ی‍‌وس‍‌ت‍‌ن‍‌ ی‍‌ادت‍‌ ن‍‌ره‍‌😉 https://eitaa.com/joinchat/4120512023Ca50766c49d
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
مـگه تو نبـودی از این ویدیـو ها میخواستی🧐👊🏻𖥻 همه ازتو این چـنل اصکی میرن🤦🏻‍♀𓏲 استـوری اینسـتا رو از اینجا بیار چرا میری تو روبیکا و. . . 🤡⌗ https://eitaa.com/joinchat/4120512023Ca50766c49d 🤌🏻🤌🏻
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 5 بمونه🪵🍃 یه رب پست آخر باشه💆🏻‍♀ تبادلات گسترده لیلیوم🌸