eitaa logo
فور؟ درجا عزلBilly
142 دنبال‌کننده
5 عکس
16 ویدیو
0 فایل
لینک چنل: me: @Stare_1212
مشاهده در ایتا
دانلود
- ببخشید خانوم ایده سیو🪐🌑 مخاطبیناتونو از کجا برمیدارین ؟!🐥♥️ +از اینجا :♥️🤭 https://eitaa.com/joinchat/3313436201C305567ed7e
هدایت شده از -Nivx
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ناشناس مشترکمون بانو افسانه ، طناز بانو و آغو ماین https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_tvepqy3&btn=جوندل؟ .... کویر ؟ در شأن شما لیدی / مستر نیس💓 https://eitaa.com/joinchat/3877045967C5d66f7fb10
هدایت شده از -Nivx
رL نمی‌خواین؟ ... فاطی : 😂😂 بانو افسانه : طناز بانو : آغو ماین : https://eitaa.com/joinchat/3877045967C5d66f7fb10
هدایت شده از شوت
558.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گیفای بچه میخوای؟👶🏻💘 https://eitaa.com/joinchat/3877045967C5d66f7fb10 همش تو این چنله🎀 جوین نمیدی نازبلا؟🦋
هدایت شده از Girl Secrets
برای سری هفدهم همه ادمین شدن ، تو نمیخوای بشی؟ http://eitaa.com/joinchat/191301139Ce5de8e25f6 آمار 2159 سری هجدهممم ادمین میشن ظرفیت محـدود 🫨❗️
هدایت شده از Girl Secrets
فقط پنج نفر دیگه ، جوینو بکوب 🌶 http://eitaa.com/joinchat/191301139Ce5de8e25f6
اینجاییم که به یه دختر مهر ماهی مهربون تولدشو پیشاپیش تبریک بگیم و وقتی تولدش شد سوپرایز بشه💘 .... خیلیی ممنون که یه پیام تبریک می‌فرستید تا خوشحال شه اگه دوستداشتید بعدش میتونید لف بدید🤍 آبجیم و رفیقم🥲 https://eitaa.com/joinchat/4125689589Ce6b3f42c37
دوتا رمان خفن با ژانر : درام بسیار عاشقانه ، غمگین❤️‍🩹 اگه این ژانر هارو دوستداری بیا..💔 ^8ساعت پس از انتخاب^ . تازه کلاهه لباسشم انداخته بود و قیافش تو اون تاریکیه گم شده بود ، در صورتی که نیکوان اصن لباس کلاه دار نداشت فقط آره یه چند تا داشت اما این جوری نبود فرق داشت ، کلم و از بغلش جدا کردم و بالا آوردم تا ببینم طرف و . آره اون نیکوان نبود ، اون بیشتر شبیهه آرکان بود ، ترسیده بودم این اینجا چیکار میکرد؟؟ از بغلش جدا نشدم ، میدونی چرا چون وقتی بترسم هول بشم ، یا ... هرچیزی شبیهه این ، من دیگه نمیتونم حرکت کنم نه اینکه انگار فلج بشم ، اینکه نمیتونم کمی تکون بخورم از سره جام ، همونطور که من داشتم کسی که شبیهه آرکان بود و میدیدم اون هم زل زده بود به من و نگاهم میکرد . کم کم بغض کردم و اشک تو چشام جمع شد که همونموقع آروم من و دوباره تو بغلش کشید دوباره بدون حرکت بودم ، فقط من و داشت بغل میکرد و هردفعه یکم محکمتر بغلم میکرد ، دستایه من دورش بود ، خواستم بکشم کنار اما نزاشت ، دستام و سفت گرفت و محکم با دستام خودش و بغل میکرد و منم محکمتر بغل میکرد ، کم کم اشکام داشتن میریختن، ♡♡♡♡♡ اعتراف، کن، عاشقمی حتی به اجّبآر ♧ 1 آرین : ... ... نیلا توو خودتت خودت و به این روز و وضع کشوندی! با بغض تازه ای گفتم : بزار برم پیشه خانوادم ، خونه خودمون ، خودم..! آرین : دِ مثه اینکه نمیفهمی هاا ، احمقق من تورو گرفتمت از دسته اون کثافتا نجاتت ندادم که حالا پس بدمت به خانوادت! فهمیدی! پس این فکر و از سر و گوش و نمیدونم خیالاتت بنداز بیرونن ! https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 ❤️‍🩹💔
https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 ویدئو هاش🛐 زیبا بمونی پیشمون🌪 اینجا از هرچیزی وجود داره : داستان وَ یا رمان میزاریم ^ خبر فوتبالی^ویدیو کلیپ^ متن انگیزشی^ وَ... ^ بودنت باعث افتخاره ناز🩶 افتتاح : 21-5-1405🤍 " بیست و یکِ ، پنجم، مرداد،چهارشنبه،1405🖤 رمان هاش دله همرو بردهه...🫠