ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﻮﺩﻡ ……
بابام ﺩﺭ ﺣﻤﻮﻡ ﻭ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﻋﻠﯽ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﺎﻟﮑﯽ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ؟؟
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ : ﺁﺭﻩ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﮕﻪ؟؟
بابام ﮔﻔﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﺯ ﻋﻠﯽ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﺎﻟﮑﯽ
ﻫﻢ ﺑﺨﻮﻥ
@Bikhialll
ناموسا وقتی دارین با تلفن حرف میزنین و یه خودکار دستتونه ، رو هر کاغذی که گیر میارین نقاشی نکشین
الان من این مدرک لیسانسمو
که بابام روش یه خر کشیده
رو کجا ببرم بم کار بدن؟
@Bikhialll
هدایت شده از ''بـےخیال 🦥''
دیروزت خوب یا بد گذشت
مهم نیست
امروز روز دیگریست
قدری شادی با خود به خانه ببر
راه خانه ات را که یاد گرفت
فردا با پای خودش می آید
شک نکن..
سلام صبحتون بخیر✨
@Bikhialll
‹‹🛀››
زن داداشم زنگ زده به بابام میگه:
حمید خیلی عوض شده احساس میکنم معتاد شده
بابام میگه : به من چه ما سالم تحویلش دادیم!!
.
.
.
یعنی ماشین لباس شویی ام بود تا یک سال گارانتی دارشت خانواده ما نه🙂🤝
- بےخیـال
‹‹💄››
مرده به زنش میگه باید برای دفتر کارم یه منشی پیدا کنم
زنه میگه مُنشیت باید زشت و پیر و چاق باشه
.
مرده میگه خب از فردا خودت بیا منشی شو دیگه!!
.
.
هنوز پزشک قانونی علت مرگ مرد رو نفهمیده!
- بےخیـال
‹‹🍲››
مامانم آشپزی میکرد بابام رفت پیشش با حالت عجله گفت نمک بریز ، گاز و کم کن ، در قابلمه رو بزار ، زود باش هم بزن، مامانم گفت چی میگی مگه خودم بلد نیستم؟
.
.
.
گفت وقتی تو ماشین میشینیم هی میگی ترمز کن راهنما بزن و اینا همین حس بهم دست میده
- بےخیـال
‹‹🎁››
شمام وقتی یه چیز نو رو از تو جعبه ش درمیارید
وقتی میخواین دوباره بزارینش تو جعبه جاش نمیشه!!؟؟
- بےخیـال
‹‹🐍››
با مادرم رفتيم مغازه حيوانات يه چرخي زديم ، از يه مار خيلي خوشگل خوشم اومد
پرسيدم چند ؟
طرف گفت : ٢٠٠ هزار تومن
.
.
مادرم گفت : نه نماز ميخوني نه روزه ميگيري نه عبادت حاليته ، خودش مفت و مجاني مياد تو قبرت !! بيا بريم !!!!
- بےخیـال
‹‹🍣››
وقتی با خواهر و برادر سر یه سفره نشستی
.
.
چن لقمه کمتر بخور تا جمع کردن سفره نیوفته گردنت🤝
- بےخیـال
‹‹🍕››
مخفیگاه مادرا برا قایم کردن خوراکیا:
سطل برنج وسط برنجا
کلمن آب گوشه انباری
قابلمه بزرگه که ته کابینته
زیر تک شعله ته انباری
پشت رختخواب ها زیر بالشتا
زیر آخرین طبقه دراور که فضای خالی داره
.
.
ببینیم چه میکنید دیگه
- بےخیـال