ماهــ نشآن 🇮🇷
رویداد بشارت نصر 👤 حجت الاسلام دکتر حاجی صادقی 🔹 نماینده ولی فقیه سپاه پاسداران 👤 دکتر دستمالچیا
بشارت نصر
👤مهمان برنامه : خانواده معظم شهید محمد رضا زاهدی
✍️ شهید نصرالله :اگر حقایق اقدامات شهید زاهدی را آشکار کنیم مشکل افرادی که نباید هویتشان آشکار شود را داریم و در این صورت دستاورد دشمن را بزرگ خواهیم کرد و از سوی دیگر اگر این حقایق را نگوییم شاید حق این شهید را ادا نکرده باشیم
شهید زاهدی پس از شهادت حاج قاسم نزد ما آمد و گفت که آمدهام تا به وظیفه خود عمل کنم، اما امیدوارم شهید شوم و به حاج قاسم بپیوندم.
🗓 دو روز تا اولین سالگرد دانشجویی سید حسن نصرالله 🌱
#برادرانوخواهران
#معاونت_بینالملل_دانشجویی_قم
#بسیجدانشجوییدانشگاهبینالمللیقم
🇮🇷@Bkh_Qom
✨به نام خدا ✨
📝#دانشجو_نگار
روایت اردوی جهادی کرمانشاه
در دل پهنای شب، اتوبوس به سمت ثلاث باباجانی کرمانشاه حرکت کرد، طبق عادت همیشگی از پنجره به جاده خیره بودم و به این چند روزی که در پیش رو بود فکر میکردم، به اتفاقاتی که قرار است رخ بدهد، به مردمان محلّی کُرد، به فرهنگ و لهجه شیرینشان، به مکانی که قرار بود برویم، به آب و هوا، به اولین تجربه جهادی، به حس و حالی که قرار است تجربه کنم و برایم خاطره شود، به بچهها.
کودکان همیشه مهمترین دلیل و انگیزه برای من در زندگی بودند و حتی مهمترین دلیلی که باعث شده بود من راهی این دیار بشوم .
پس از طی کردن مسافت طولانی، صبح به کرمانشاه رسیدیم و پس از کمی استراحت و مشخص شدن مسئولیتمان به مدرسه رفتیم. بیشک بسیار خوشحال بودم که قرار است هر روز ساعاتی را در مدرسه پیش بچهها باشم و آرزویی را که همیشه داشتم در واقعیت تجربه و زندگی کنم.
بچهها از حضور ما خوشحال و متعجب بودند ولی من و دوستم توانستیم همان روز اول با آنها ارتباط بگیریم، و دلیل حضورمان را برایشان گفتیم و با هم صحبت کردیم.
از خودمان و شهرمان گفتیم، آنها هم همینطور.
عاشق اسمهایشان شدم: روژان، ژوان، هیژا، ماکوآ، سدنا، کانیا
واقعا دنیای کودکی آنها را دوست داشتم. من را به یاد دوران دبستان خود میانداخت. بسیار زیرک، باهوش، خلاق و اهل ورزش بودند.
اما تاثیر رسانه هم باعث شده بود که از فرصتها و زیباییهای شهرشان کمی غافل شوند.
روزها پی هم گذشت و ما هر روز به کلاس بچهها میرفتیم و کارهای مختلفی را انجام میدادیم: گل بازی و خلاقیت، رنگ آمیزی، آموزش مهارتهای زندگی، بازی
علاوه بر اینها دیوارهای مدرسه را رنگ و طرحی تازه بخشیدیم.
آرامشی که در پی رنگ آمیزی دیوارها، برخورد بچهها و مردمان آنجا بود را واقعا دوست داشتم.
رنگ آمیزی و نقاشی همیشه من را به آرامشی عمیق دعوت میکرد اما اکنون با حضور در ثلاث باباجانی دوچندان شده بود.
هنوز مزه چای داغ و شیرینی محلی کرمانشاهی زیر زبانم مزه میکند که از سخاوت مدیر مدرسه بود که شبها موقع رنگ آمیزی برایمان میآورد.
هر روز که میگذشت و به پایان اردو نزدیک میشدیم من فهمیدم که جهاد فقط یک واژه نیست بلکه تجربهای است که دل آدم را عوض میکند .
فقط رنگ آمیزی دیوار، ساختن خانه نیست بلکه بازسازی روح و رنگ دادن به قلب و زندگی خود است .
و حتی فکر نمیکردم خداحافظی از بچه ها انقدر سخت باشد که چشمهای آبی و سبزشان از شدت گریه قرمز شود و من را هم بغضی نفس گیر اسیر کند و چون میدانستم دلم برایشان تنگ میشود با تک تکشان عکس یادگاری گرفتم .
در نهایت خوشحال هم بودم که این موهبت نصیب من شد که این لذت زیبا را بچشم و هموطنانم را در سایر نقاط ببینم و بتوانم قدمی برای آنها بردارم ، فهمیدم ساده ترین کارها اگر در راه خدمت باشد زیباترین هنر می شود.
✍🏻محدثه صالح پور
❣ثلاث باباجانـــــــی، مهرماه ۱۴۰۴
#کرمانشاهایران | #ادامهداره
#رویداد_نوشت
#معاونت_جهادی
#بسیجدانشجوییدانشگاهبینالمللیقم
🇮🇷 @Bkh_Qom
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شنیده اید که خدا به هرکس بخواهد بی حساب می بخشد؟!
- بله
خوب است
حتما هم شنیدهاید که بسیجی هدفش قرب الهی و رنگ خدا شدن و اینهاست بله؟
- بله
و دیده اید که گاهی آدمیزاد میخواهد شبیه کسی شود اما مسیر را درست نمیرود ؟
- منظور؟
هیچی دیگه! بچه بسیجیا شنیده بودن که خدا بیحساب میبخشه و دودوتای خدا چهار تا نیست و اینا
او خواست شبیه خالقش بشه، جدول ضرب رو بیحساب نوشت!😂
#کرمانشاهایران
#معاونت_جهادی #بسیجدانشجوییدانشگاهبینالمللیقم
🇮🇷@Bkh_Qom
ماهــ نشآن 🇮🇷
🇮🇷
آیین تعویض نمایه یا بجای اهتزازیه!
نشسته ام و به تصویر نگاه میکنم و فکر میکنم چطور بنویسم
پیام یکی از بچهها میرسد
بنویس که:
«ما میگوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. پس ای فرزندان ارتشی و سپاهی وبسیجیام، و ای نیروهای مردمی، هرگز از دست دادن موضعی را با تأثر و گرفتن مکانی را با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت.»
خندهام میگیرد
امام خمینی! فکرش را میکردی یک روز جملات عمیقت که برای سالهای سالِ بسیجیهایت گفته بودی، بشود متن مراسم تعویض پروفایل ...نه نه ببخشید نمایهی کانال بسیج خواهران؟! 🤔
حتماً فکرش را میکردی
حتماً فکر میکردی که این جملات بشود ذکرِ لب و فکر بکر بچههای مدرسهی عشق... بسیجیها!
صدای بعدی: اهتزازیه بنویس
سرم را میچرخانم: اهتزازیه؟ بابا وقتی میخواستن از پرچم، شیر و خورشید رو حذف کنن و تبدیلش کنن به پرچم لاالهالاالله هم اهتزازیه ننوشتن!
صدای بعدی: عزیزم بسیجی اونجایی که هست رو مرکز عالم میبینه
دستهایم را به نشانه تسلیم بالا میبرم: حالا میگذارید بنویسم؟
هرچند که به شوخی و خنده میگذرد اما حق است!
ما نزدیک قله ایم و لحظهای این پرچم و آرمانش را از خود دور نکرده ایم و اگر کردیم از همان نقطه عقب ماندیم
این متن اهتزازیه نیست اما صدای پای بسیجیهای انقلاب است که دارند صعود میکنند.
ابیاتی از شعر خانم سپه کار حسن ختام خوبی ست:
ما پرچمیم دست علمدار و حاضریم
حتی که اگر دست فدا شد بایستیم
ما در خط مقدم عشقیم، عاشقیم
ما عاشق مبارزه با صهیونیستیم
#بسیجدانشجوییدانشگاهقم
🇮🇷 @Bkh_Qom
✨به نام خدا ✨
📝#دانشجو_نگار
اگه بخوام یه جمله بگم که خلاصهی اردوی جهادیمون باشه، میگم:« رفتیم که چیزی یاد بدیم، ولی خودمون بیشتر یاد گرفتیم.»
همه چیز از یه مسیر سخت شروع شد؛ یه سفر طولانی به کرمانشاه، شهر ثلاث باباجانی. جادهها پیچدرپیچ، ماشینها خسته، ما خستهتر... ولی هیجان توی دلمون غوغا میکرد. انگار داشتیم میرفتیم یه جای خاص، یه جایی که قراره یه تکه از قلبمون رو اونجا جا بذاریم.
وقتی رسیدیم، مستقیم رفتیم سر کلاس. بچهها با اون چشمهای درشت و کنجکاو، با یه عالمه سوال و شیطنت، منتظر بودن. هر روز یه موضوع داشتیم: احترام، ایران همدل، همکاری... ولی نه با سخنرانی خشک! با بازی، نقاشی، سفال، خنده، و گاهی هم یه عالمه رنگ روی صورتمون و لباسامون.
یه روز وسط آموزش، یکی از بچهها گفت: «خانم، شما چرا اینقدر مهربونی؟»
من فقط لبخند زدم، ولی ته دلم یه چیزی تکون خورد. شاید چون اون لحظه فهمیدم که مهربونی، زبون مشترک همهمونه، حتی وقتی لهجههامون فرق داره.
عصرها یا صبحها، دیوار مدرسه رو نقاشی میکردیم. یه خورشید بزرگ، یه درخت امید، یه پرچم ایران... آخرش شد یه دیوار پر از رنگ و عشق؛ یه یادگاری از ما برای اونها، و از اونها برای دلهامون.
اما چیزی که هیچوقت از ذهنم پاک نمیشه، روز آخره. بچهها برامون نقاشی کشیدن، نامه نوشتن، بعضیهاشون حتی اشک ریختن. یکیشون نوشته بود:
«خانم نرگس، کاش همیشه اینجا میموندی.»
و من؟ فقط تونستم بگم: «من همیشه یه گوشهی قلبم رو اینجا، جا میذارم.»
با همهی تفاوتهای فرهنگی و اعتقادی، با همهی سختیهای مسیر، یه چیز بینمون مشترک بود: همدلی.
و اون همدلی، قشنگترین خاطرهی این اردو شد.
الآن که برگشتم، هر وقت چشمم به یه مدادرنگی یا یه تکه سفال میافته، دلم یهجوری میشه؛ یهجوری که فقط کسایی که یه بار اردو جهادی رفتن،
میفهمن...
✍🏻 نرگس تلخابی
🎈 جهادی، ثلاث باباجانـــــــی، مهرماه ۱۴۰۴🎈
#کرمانشاهایران | #ادامهداره
#معاونت_جهادی
#بسیجدانشجوییدانشگاهبینالمللیقم
🇮🇷 @Bkh_Qom
⭕️فراخوان دعوت به پویش مقلوبه
غذایی به طعم مقاومت🇵🇸
حرکتی که بانوان فلسطینی اعتقاد دارند برگرداندن مقلوبه نشانه ی فروپاشی رژیم منحوس صهیونیستی می باشد
همهی بانوانی که قلبشان برای قدس می تپد به مراسم با شکوه بشارت نصر دعوت هستند🇵🇸
وعده ما:
📆زمان: پنجشنبه ۲۴مهرماه، ساعت۱۱
🏡مکان: دانشگاه قم، تالار شیخ مفید
برای دریافت اطلاعات بیشتر و هماهنگی تحویل مقلوبه
به آیدی زیر پیام دهید 👇🏻
@HOSNA914
جهت هماهنگی بهتر تا چهارشنبه آمادگی خود را جهت شرکت در پویش مقلوبه اعلام بفرمایید .
📆پنجشنبه اولین سالگرد دانشجویی سید حسن نصرالله 🌱
#برادرانوخواهران
#معاونت_بینالملل_دانشجویی_قم
#بسیجدانشجوییدانشگاهبینالمللیقم
🇮🇷@Bkh_Qom
ماهــ نشآن 🇮🇷
رویداد بشارت نصر 👤 حجت الاسلام دکتر حاجی صادقی 🔹 نماینده ولی فقیه سپاه پاسداران 👤 دکتر دستمالچیا
بشارت نصر
👤مهمان برنامه :دکتر عباس خامه یار
🔹رایزن فرهنگی ایران در لبنان و کارشناس مسائل خاورمیانه
موضوع :بررسی شخصیت رهبران مقاومت
✍️ تصمیم شهیدسیدحسن نصرالله برای ورود به جنگ غزه یکی از اقدامات شجاعانه وی بود. قدرت نرم و شخصیت کاریزماتیک سیدمقاومت همواره زبان زد خاص و عام بود. وی در اوج مسائل امنیتی لبنان بدون هراس و ترسی در اجتماعات حضور داشت.
شهادت فرزند سیدحسن نصرالله در تاریخ سیاسی کشور لبنان بیسابقه بود. این گفته از شخصی به نام طلال سلمان نویسنده سرشناس و سردبیر مهمترین روزنامه جهان عرب یعنی «السفیر» گفت: برای اولین بار در تاریخ لبنان یک دبیر کل فرزندش را تقدیم میهن کرده است و به تعبیر دیگر لبنانیها حزب الله به «الرقم الصعب» تبدیل شد.
📆 امروز، اولین سالگرد دانشجویی سید حسن نصرالله 🌱
#برادرانوخواهران
#معاونت_بینالملل_دانشجویی_قم
#بسیجدانشجوییدانشگاهبینالمللیقم
🇮🇷@Bkh_Qom
🔻سفری از کلاس درس به مدرسه ایثار
🔸اردوی راهیان نور شمال غرب ، حرکتی دانشجویی برای پیوند زدن نسل امروز با ریشههای مقاومت
🔶️اعزام خواهران :
🔅 ۲۶ لغایت ۲۸ مهر
🔸هزینه اعزام :
نفری ۳۰۰ هزار تومان
سربند «لبیک یا حسین(ع)»، نه یک شعار، که رمز عبور ما از غفلت و میثاق ما برای ادامه راه است…🌱
جهت ثبت نام به پایگاه ها و حوزه های بسیج دانشگاه مراجعه نمایید یا به شناسه زیر درپیامرسان ایتا پیام دهید.
@QomBasijkhaharan
#ویژه_خواهران
#بسیج_دانشجویی_استان_قم
#بسیجدانشجوییدانشگاهبینالمللیقم
🇮🇷@Bkh_Qom
✨به نام خدا ✨
📝#دانشجو_نگار
من اهل سرپل ذهاب هستم و وقتی فهمیدم مقصد اردو جهادی ثلاث باباجانی است، قلبم از ذوق لبریز شد. بیدرنگ ثبتنام کردم. حس میکردم دارم به خانه خودم میروم، به جایی که خاک و مردمش برایم آشناست. این بار فرصتی بود تا کرمانشاه و زادگاهم را به بچههای دانشگاهی نشان دهم که از سراسر ایران بودند.
وقتی رسیدیم، مدرسهای که قرار بود در آن فعالیت کنیم، با مهربانی و شور، پر شده بود. بچهها ابتدا با تعجب به ما نگاه میکردند. برخی فقط لبخند میزدند و دست تکان میدادند. میخواستند با زبان کردی با من حرف بزنند. دلشان میخواست دنیا هم زیباییهای ثلاث را ببیند و من با آنها حرف زدم، آرزوهایشان را شنیدم و گفتم میتوانند از همین جایی که هستند به رویاهایشان برسند و خوبیهای سرزمینشان را دست کم نگیرند.
روزی به یاد دارم که یکی از دانشآموزانم به خاطر کنده شدن دکمه مانتویش گریه میکرد. با صبر و حوصله دکمهاش را درست کردم و دیدن لبخند او بعد از درست شدن مانتویش، لحظهای ساده و شیرین بود که قلبم را پر از شادی کرد. نامههایی که آنها برایم نوشتند، به عمق دلم چسبید و آنها را به عنوان اولین هدیه و اولین تجربهام در کلاس درس به یادگار نگه داشتم.
برایشان خاطره تعریف کردم، باهم سفالگری داشتیم، رنگ آمیزی کردیم، بازی کردیم و به سرود «دختر ایران» گوش دادیم. چهار روز سر کلاس درسهایشان رفتیم و هر روز نسبت به روز قبل شور و هیجان بیشتری در من شکل میگرفت. حس میکردم قلبم با هر خنده و نگاه کودکانه پر و پرتر میشود.
خانم معلم کلاس با رویی باز و لبخندی گرم از حضورم استقبال کرد و خانم مدیر که خودش همشهری من بود، خوشحالیاش را پنهان نکرد. دیدن یکی از دوستان دوران راهنمایی که حالا ازدواج کرده و در کمیته امداد مشغول به کار بود، لحظهای شیرین و خاطره برانگیزبود.
هر روز با شوق بیشتری دیوارهای مدرسه را رنگآمیزی میکردیم. من که همیشه به تمیزی حساس بودم، در آن لحظات به این موضوع اهمیتی نمیدادم. روزها با سرعت برق و باد میگذشت. بچهها به من و من به آنها علاقه پیدا کرده بودم. یکی میخواست با مادرش آشنا شوم، یکی شمارهام را میخواست تا در تماس باشیم و دیگری قول داد که با دوستش به سرپل بیاید و مرا ببیند.
دو نفر از بچههای کلاس برایم از خانهشان انار آوردند و یکی عروسکی که همیشه به کیفش آویزان بود، به من هدیه داد. من هم برای بچهها گلهای لاله با نوشتهای آماده کردم:«تواناییهات رو دست کم نگیر». وقتی آنها گلها را دیدند، چهرهشان روشن شد و قلب من نیز پر از شادی...
جشنی که روز آخر برای آنها گرفتیم و از معلمهایشان با گل تقدیر کردیم، از شیرینترین لحظات این اردو بود؛ لبخند معلمها و درخششی که در چشم بچهها دیدم، همیشه در خاطرم خواهد ماند.
این سفر به من نشان داد که عشق به معلمی، در وجودم شعلهور است. در کنار شادی کودکان و تلاش برای بهتر کردن مدرسه، فهمیدم که هر قدم کوچک میتواند امید و انگیزه بیافریند و عشق به زادگاه و مردمش چقدر میتواند دلگرمکننده باشد. آن هفته در ثلاث، نه فقط خدمت کردم، بلکه یاد گرفتم که معلم بودن، بیش از شغل، یک تجربه زندگی و عشق است. عشقی که در هر لبخند، هر رنگ و هر گل کوچک زندگی جریان دارد.
✍🏻مائده عزیزی
📌جهادی، ثلاث باباجانـــــــی، مهرماه ۱۴۰۴
#کرمانشاهایران | #ادامهداره
#معاونت_جهادی
#بسیجدانشجوییدانشگاهبینالمللیقم
🇮🇷 @Bkh_Qom
💢 دیــــدار با خانوادهی شهیـدِ دفاع مقدس
شهید محمد رضــا علــیباقری
🎙 | شهدای مـــــا خط مقـدمند؛
پشت سر شهدا، خانواده های شهدا هستند❗️
🔺یکشنبه ۲۷ مهـــــرماه | ساعت ۱۷:۱۵
🔻حرکت به سمت منزل شهید از پایگاه بسیج دانشجویی A001
📌 برای ثبت نام به آیدی روابط عمومی بسیج خواهران مراجعه کنید:
@QomBasijkhaharan
🖇 لطفا راس ساعت حضور داشته باشید!
#بسیجدانشجوییدانشگاهبینالمللیقم
🇮🇷 @Bkh_Qom