وقتی از خواب بیدار میشم
اون حسی رو دارم ک
با عزیزترین ادم زندگیم
دعوام شده،
یا هم دیگ رو ترک کردیم،
یا وقتایی ک از سفری ک کلی
بهم خوش گذشته برمیگردم . .
دائم صدای مسیج گوشیم ، تو گوشمه.
صدای زنگ خوردنش،
صدای رفتن پیام ها،
صدای ب شارژ خوردنش،
اون ذوقی ک روز اول خریدمش،
موقعی ک با خوشحالی واسش گارد ک لنز میخریدم . .
راستش انگار بچم نیست
انگار ی تیکه از قلبم نیست.
حتی اگر بازم گوشیی بهتر از اون بیاد،
هیچکدوم اون نمیشن . .
هدایت شده از یهجایی بین ستارهها.
کاش بعضی چیزا همونطور که دیگه تو زندگیت جایی ندارن و یه جایی تموم شدن از تو ذهنم پاک میشدن
بابت گوشیم دارم جون میدم.
کمتر از ی هفته باز پریود شدم،
سرما خوردم،
بدنم و صورتم پر جوش،
عصبی شدید،
افسردگی حاد،
مرز خودکشیم.