ߊܢܚܩܢ ܝܩߊܝߺ: (✯جنگل اسرارღ)
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ 9
مادرم به سمت صندوقچهای قدیمی رفت که گوشه حفره قرار داشت. در آن را باز کرد و یک کتاب بسیار کهنه بیرون آورد.
روی جلد کتاب تصویری از یک درخت عظیم با چشمهای درخشان دیده میشد.
— این کتاب نسلهاست در خانواده ما مانده. در آن از موجودات جنگل اسرار نوشته شده...
صفحهای را باز کرد.
در همان لحظه تصویر همان ساقههای پیچان را دیدم!
بدنم لرزید.
— اینا همونان!
مادرم با نگرانی گفت:
— به آنها «ریشههای نگهبان» میگویند. آنها فقط زمانی بیدار میشوند که چیزی خطرناک در جنگل در حال بیدار شدن باشد.
سوفیا زمزمه کرد:
— خطرناکتر از گرگینه؟
مادرم آرام سر تکان داد.
— خیلی خطرناکتر...
ناگهان صدای مهیبی از دوردست جنگل بلند شد.
بووووووم!
زمین زیر پایمان لرزید.
گرد و خاک از سقف خانه فرو ریخت.
من و سوفیا وحشتزده به بیرون دویدیم.
در دوردست، میان درختان، نوری سبزرنگ به آسمان میرفت.
و درست در میان آن نور...
سایه یک موجود غولپیکر دیده میشد.
موجودی که چشمانش مانند زمرد میدرخشید.
مادرم با صدایی لرزان گفت:
— نه... امکان نداره...
— اون چیه؟! 😨
مادرم زیر لب پاسخ داد:
— اجنه سیاه... نگهبان نفرینشده جنگل.
و در همان لحظه، اجنه چشمان درخشانش را مستقیم به سمت ما دوخت...
نویسنـבه: ღآیلینـے✯
ܭܝ݆ߺࡅ࡙؟ ܣܩܝߊܘ ߊܢܚܩܢ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܢܚࡅ߭ܥܘ ࡐ ܥ݆ࡅ߭ܠܙ ܧܢܚ݅ࡅ߭ܭَܩ🥰
نویسنـבه: ღآیلینـ
ܭܝ݆ߺࡅ࡙؟ ܣܩܝߊܘ ߊܢܚܩܢ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܢܚࡅ߭ܥܘ ࡐ ܥ݆ࡅ߭ܠܙ ܧܢܚ݅ࡅ߭ܭَܩ🥰
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖