💬 متن پیام:
با همین اسم بذاریم کانال؟
.....
فرستاده بودم بخونید متن یکم طولانی بود همش توی ناشناس جا نشد
_
زیبا بود ، نقد بلد نیستم متاسفانه😔
💬 متن پیام:
این سرما که توی قلبم نشسته، نشان میدهد که هنوز جای خالیات را حس میکنم. استخوانهایم را میسوزاند، تا عمق وجودم نفوذ میکند. کاش میشد این خاطرات خستهکننده را بیرون بریزم، کاش میشد آنها را از بین ببرم . سالهاست توی سینهام نگهشان داشتهام، اما شبها زخمها سر باز میکنند، سینهام شکافته میشود و خاطراتت مثل فیلم برایم پخش میشود. مرورشان میکنم، توی خیالم با تو از نو میسازیمشان، با هم زندگی میکنیم، تا آخرش توی خوابی که پر از توست فرو میروم.
ادامش
_
شوما ایشونین ؟ https://eitaa.com/BluePostman/596
💬 متن پیام:
شوما ایشونین ؟ https://eitaa.com/BluePostman/596
........
نه آیکالم ادامه متنی که نوشتمه
_
متنت مربوط به خاطرات گذشته بود فک کردم اوشونی 😊
💬 متن پیام:
پشت سر خدا حرف زدن چه جوری!؟
_
کنایهست
یعنی فرقی نداره براشون چقدر بزرگ، چقدر بیعیب و چقدر قادر باشی. اونا فقط حرف خودشونو میزنن
💬 متن پیام:
میخوام پادکست درست کنم، مورد نداره از متن های زیبای آیهان استفاده کنم ؟
_
اسم نویسنده رو بیارین اشکال نداره
💬 متن پیام:
معذرت که فضای اینجا را اشغال کردم
وتوقع که نه اما دوست دارم که نوشته های ناجورم رو بزارین منظورم همین جا...
نمیدونم چراا
واگه دوست داشتین بزارین والا مشکلی نیست...
_
عزیز دلم یه چنل دلی بزن نوشته هاتو بزار اونجا
اینجا فقط به سوالا و نظرات جواب میدیم
💬 متن پیام:
پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را
قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را
گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوست ما را و همه ی نعمت فردوس شما را
گر سرم میرود از عهد تو سر بازنپیچم
تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را
_
قشنگه
💬 متن پیام:
یه سوال
چرا من نمیتونم اهنگ بزارم چنلم ولی بقیه کانالا میتونن؟ 🤦🏻♀️
_
بیشتر از 5مگ نمیشه بارگذاری کرد
💬 متن پیام:
سلام متنی که سبحان خوند رو آیهان نوشته
_
سلام آره ایناهاش https://eitaa.com/bluenight/16841
💬 متن پیام:
نمیدونم شاید خنگم اما متوجه اون متن نمیشم
_
سه نفر با هم روی تخته وسط دریان
دو نفری که عاشق همن و یه نفر سوم
نفر سوم هم عاشق یکی از اون دو نفر بود و حسرت میخورد که افتاد توی آب و هرچقدم دست و پا زد اون دوتا ندیدنش ، از بس محو همدیگه بودن زمانی اینو فهمیدن که نفر سوم مرده بود و این موضوع هم اصن براشون اهمیت نداشت