دیروز کتاب قرنطینه رو تموم کردم.
درمورد شیوع یه بیماری به اسم اسکورج بود که بهبود نداره.
دوستی، خانواده، تنفر، تنهایی و خیلی احساسات دیگهای رو همراه با هیجان نشون داد. کتاب شیرینی بود. روندش رو دوست داشتم. و کتاب شخصیت پردازی خیلی خیلی خیلییییی خوب داشت. یعنی واقعا شخصیتا خوب، واقعی و دور از کلیشه بودن.
امتیازم به کتاب ۹ از ۱۰.
#قرنطینه
امروز کتاب شاید عروس دریایی رو تموم کردم.
اگر از ۱۰۰ درصد بخوام بگم، کتاب برام ۵۰ درصد جالب بود، و ۵۰ درصد غمگین و زیبا (با همدیگه)
جالب بودن بخاطر اینکه شخصیت اصلی، آدم جالب و منحصر به فردی بود؛ و دوم اینکه توی کتاب نسبتا زیاد درمورد عروس دریایی چیزی نوشته بود، بعضی نکاتش جالب بود اما همین موضوع ممکنه خسته کننده هم بشه. (احتمالش کمه)
غمگین بودنش هم بابت اینکه شخصیت اصلی رفیق صمیمیش رو از دست داده بود. زیبایی هم چون حرفهای شخصیت اصلی، اتفاقاتی که براش میوفتاد و حتی رابطهش با رفیقش، خیلی مواقع زیبا بود.
یکی از ویژگیهای مثبت کتاب واسه من این بود که با شخصیت اصلی خیلی یاد خودم میوفتادم.
ولی بنظرم پایان خیلی خاصی نداشت، کاش آخرش با هیجان تموم میشد.
#شاید_عروس_دریایی
بیحرکتی بدترین چیز است. منتظر ماندن و ندانستن و ترسیدن؛ اینها از هر چیزی که قرار است اتفاق بیفتد، بدتر است.
-
#شاید_عروس_دریایی / ص ۱۵۰
دو روز پیش کتاب اعجوبه رو تموم کردم.
درمورد پسری به اسم آگوست بود که سندروم تریچر کالینز داشت. اون تا کلاس چهارم توی خونه درس خونده بود و قرار بود کلاس پنجم رو در مدرسه بگذرونه. کتاب تجربه مدرسه رفتن، واکنشهای بچهها و برخورد مردم با چهره آگوست بود.
کتاب در عین غمناک بودن شیرین بود. دوست داشتن یه فرد هیچ ربطی به چهرهش نداره. نویسنده احساسات رو خیلی خیلی خیلی خوب نشون میداد.
امتیازم به کتاب ۹.۵ از ۱۰.
#اعجوبه