'از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
لیلی رود از خاطر مجنون نه و هرگز
"هاتف اصفهانی"
" وليسَ لنا فِي الحنين يَد وفي
البُعد كان لنا ألف يَد
سلام عليك، افتقدتُك جدًا
وعلي السلام فِيما افتقد "
.
.
ما در دلتنگی دستی نداشتیم
و در فاصله ای که داشتیم
هزار دست داشتیم
سلام بر تو که حقیقتا دلتنگِ تواَم
و سلام بر من برای آنکه دلتنگم!
'محمود درویش'
-اگر برگردی و من مرده بودم چه؟
آیا میتوان با دست های بی جان
موهایت را نوازش کرد؟
"مانی حق پناه"
اکنون چو بیدار میشوی ..
بهیاد آر واپسین رقص قو را..
آیا در خواب با فرشتگان کوچک رقصیدهای؟
آیا تو را برافروخت پروانه ..
آن هنگام که در پرتو ابدی گل میسوخت؟
آیا به روشنی ..
عیان شد ققنوس برای تو؟
آیا نام تو را خواند؟
آیا نظاره کردهای سپیدهی سر برآورده..
از انگشتان کسی که دوستاش داری؟
و آیا رؤیا را با دستان خویش لمس کردهای؟
یاخواب را رها کردهای تا به تنهایی رویا ببیند؟
هنگامی که به غیبت خویش پی بردی؟
اینگونه ترک نمیگویند ..
خواببینندگان خواب خویش را ..
چراکه آنان میدرخشندو شکوفان میکنند
زندگی خویش را در خواب..!
به من بگو ...
چگونه میزیستی ..
رؤیای خویش را هر کجا ..
تا بگویمات، کیستی..!
اکنون، چون بیدار میشوی بهیاد آر..
آیا به خواب خویش جفا کردهای؟
اگر چنین است..
اینک به یاد آر واپسین رقص قو را..
#محمود_درویش
-Blue mind
-اگر برگردی و من مرده بودم چه؟ آیا میتوان با دست های بی جان موهایت را نوازش کرد؟ "مانی حق پناه"
رهایش کردم
حالا خودم هستم
نقاشی می کنم
این بار خودم را می کشم
دست در دستِ خودم
راستی، آیا من برای خود کافی ام؟
"فریدا کالو"