*
اگر عمری را به انتظار باشم و هر آنچه با مشقت تمام، هر چند اندک، به دست آورده باشم و تمام عمرِ نماندهام را، برای آن لحظه که چشمهای بیقرار تو به من آرامش میدهد که دوستم داری. از دست بدهم میدانم که خیلی کم است و ارزش دارد
"نامه به فلیسه● فرانتس کافکا"
اندوه نمیتواند تا ابد شدید باقی بماند. آدم در آغاز، هرروز اندوهناك است
سپس شروع می کند
به بازسازی
خود...
"تصرف عدوانی● لنا آندرشون"
من مِه اَم
که گاهی به زمین دل می بندم
گاهی به آسمان
و آرام آرام
میان تو و عشق
پراکنده می شوم!
"گروس عبدالملکیان"
:۱۹۶۸/۸/۲۵
موهایت بارانِ من ،کفِ دستانت بالین من،بازویت پلِ من،
چشمانت دریایِ من،
انتظارت عمرِمن، حضورت تولّدِ من و
نبودنت از دست رفتنم بود...»
"از میان نامه ی غسان كنفانی به غاده السمان"
تو عشق بودی
این را از بوی تن ات فهمیدم
شاید هم خیلی دیر به تو رسیدم
خیلی دیر...
اما مگر قانون این نبود
که هر آنچه دیر می آید
عاقبت روزی به خانه ی ما خواهد رسید؟
عادت کرده ایم به نداشتن ها
و شاید به اندوه
آری، تو عشق بودی
این را از رفتن ات فهمیدم :)
وگرنه
این شهر
هرگز این چنین
سرسنگین نبود
"جمال ثریا●ترجمه ی سیامک تقی زاده"