اندوه نمیتواند تا ابد شدید باقی بماند. آدم در آغاز، هرروز اندوهناك است
سپس شروع می کند
به بازسازی
خود...
"تصرف عدوانی● لنا آندرشون"
من مِه اَم
که گاهی به زمین دل می بندم
گاهی به آسمان
و آرام آرام
میان تو و عشق
پراکنده می شوم!
"گروس عبدالملکیان"
:۱۹۶۸/۸/۲۵
موهایت بارانِ من ،کفِ دستانت بالین من،بازویت پلِ من،
چشمانت دریایِ من،
انتظارت عمرِمن، حضورت تولّدِ من و
نبودنت از دست رفتنم بود...»
"از میان نامه ی غسان كنفانی به غاده السمان"
تو عشق بودی
این را از بوی تن ات فهمیدم
شاید هم خیلی دیر به تو رسیدم
خیلی دیر...
اما مگر قانون این نبود
که هر آنچه دیر می آید
عاقبت روزی به خانه ی ما خواهد رسید؟
عادت کرده ایم به نداشتن ها
و شاید به اندوه
آری، تو عشق بودی
این را از رفتن ات فهمیدم :)
وگرنه
این شهر
هرگز این چنین
سرسنگین نبود
"جمال ثریا●ترجمه ی سیامک تقی زاده"
-Blue mind
تو عشق بودی این را از بوی تن ات فهمیدم شاید هم خیلی دیر به تو رسیدم خیلی دیر... اما مگر قانون این ن
[تو عشق بودی
این را از رفتن ات فهمیدم]