فردا و دیروزباهم دست به یکی کرده
دیروز با خاطراتش مرا فریب داد
فردا با وعده هایش مرا خواب کرد
وقتی چشم گشودم امروز گذشته بود.
_آلبرکامو
تو هیچگاه خوشبخت نخواهی بود، اگر در جستجوی این باشی که خوشبختی از چه چیزهایی شکل میگیرد. و تو هیچگاه به معنای واقعی زندگی نکردهای اگر به دنبال معنای زندگی گشته باشی.
_آلبرکامو
در جهانی که ناگهان از هر خیال واهی و از هر نوری محروم شده است
انسان احساس می کند که بیگانه است
در این تبعید دست آویز و امکان برگشتی نیست
چون از یادگار زمانهای گذشته و یا از امید ارض موعود هم محروم شده است.
_آلبرکامو
هیچ کس متوجه این موضوع نمیشود که بعضیها چه تلاش زیادی میکنند تا شاید بتوانند معمولی (نرمال) به نظر برسند.
_آلبرکامو