هدایت شده از شاخه نبات 𔗨 ֪֢ ׁ
ولی نمایشنامه خوندن هم خیلی جالبه ها ،انگار واقعا خودت توی اون صحنه ای و داری همه چیز رو میبینی حالت نشستن لحن حرف زدن حرکات و همه چیز یطور دیگه جالب و جذابه ،✨
ساعتِ هشت صبح بیدار شدم و سعی دارم به خالهم بقبولونم خیلی راحت میتونه جوابِ امتحانِ دانشگاهش ُاز تو گوگل در بیاره. (زر میزنم*)
- کتابخورِ گلگلی.
برای کتابخور آبی و واقعا گلگلی. https://eitaa.com/bookflower
چه خوشگله برگام-😭
مرسییی ممنون😭🌟.
- کتابخورِ گلگلی.
این کارتپستاله با کتابی که پنجسال پیش خریده بودم، بوده و من تازه امروز کشفش کردم.😭
ساعت سه صبحه. میتونستم الان بشینم ُادامۀ کتابمو بخونم، ولی به کارتن موزیهایِ غمگین خیره شدم و منتظرم مامانم بهم علامت بده تا برم راندِ nام قهوه رو تو این 24 ساعت آماده کنم.
- کتابخورِ گلگلی.
ساعت سه صبحه. میتونستم الان بشینم ُادامۀ کتابمو بخونم، ولی به کارتن موزیهایِ غمگین خیره شدم و منتظ
قبلا مشکلی با اساسکشی نداشتم. اتفاقا پروسۀ هیجانانگیزی بود که از خونهای که دیگه واسم عادی شده بود جمع کنیم بریم یه خونۀ جدیدو جالب. (تازه این وسطم کلی وسیلهمسیله که تو اون مدت زیر کمد و تخت و... خاك میخوردن ُپیدا میکردم*)
هیچوقت هم نگرانِ این نبودم که از دوستام و کسایی که نزدیکم بودن دور بشم. همیشه تو یه منطقه بودم و حداکثر خونهمون دو سه خیابون بالا پایین میشد.
ولی الان؟ از این خونه تا خونه جدیدهمون پنجاه دیقه راهه =)
خالههام، رفیقام، آدمایِ عزیزِ زندگیم، همهشون اینورِ تهرانن و جدی غم.
خدایا من گفتم زندگی یکنواخت شده، ولی واقعا تواناییِ دور شدن از جایی که توش بزرگ شدم و رفتن به محیطی که هم خودش و هم آدماش ناشناختهن ُندارم😭. خودت هلپ.