- کتابخورِ گلگلی.
عاشقماشقِ وقتاییم که خونۀ یکی از خالههام پلاس میشیم و دربارۀ هرچیزیییی (از دراماهایِ موجود در جامعه گرفته تا تحلیلهایِ کاملا مورداعتمادِ سیاسی*) حرف میزنیم. تا اینکه به خودمون میایم و میبینیم ساعت دوازدهِ شبه و هیچی از کیك شکلاتیِ خاله کوچیکم نمونده :>
بابام بهم میگه چه پلیلیستِ خفنی داری، درحالی که من فقط چاوشیهامو رو کردم.🙏🏻
(دارم ترغیب میشم واسش آهنگای لانارو بذار-)
حالا که چشمام، کمکم به گنبدِ طلاییِ [امامرضا'ع'] عادت میکنن، به یادِ همۀ شما گلگلیا و همچنین، چنلهایِ " [مَهتاب] [ستارۀ سهیل] [رَجا] [آدونیسِ عزیز(طولانیِ اسم چنلت ببخشی-)] [گوشۀ دنجِ وایولت] [halino] [قورپری] [کافههنر] [بتوچه] " و ادمینهای نازشون و هر عزیزی که مغزم اسمِ خوشگلشو یادآور نشد، هستم*
- اُمیدوارم هرکسی که دوست داره، زودِ زود پا رویِ فرشهایِ گلدارِ امامرضا'ع' بذاره و از تماشایِ آینههایی که دیوارههایِ حرمِ آقا رو پوشوندن، حض کنه =>