eitaa logo
𝐁𝐨𝐨𝐤 𝐏𝐥𝐚𝐲
11.6هزار دنبال‌کننده
312 عکس
49 ویدیو
35 فایل
جهان دوم من🫀؛ دنیای PDF کتابامون👇🏻 @limoo_book📚 برای رشدت: @Stewie_ads
مشاهده در ایتا
دانلود
غزاله علیزاده (Ghazaleh Alizadeh)(۲۷ بهمن ۱۳۲۷ – ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵) , @Book_Play 📓
نویسنده ای ایرانی بود که کار ادبی خود را از دهه ۱۳۴۰و با انتشار داستان های کوتاه  در مشهد آغاز کرد. , @Book_Play 📓
دختری که پدرش تاجر بود و خون مادری فرهیخته و اهل ادب در جان و تنش جریان داشت. مادرش از شاعران و نویسندگان توانای زمان خود بود. , @Book_Play 📓
مادری که ادعا می‌کند غزاله کودکی‌اش را «در خانه‌ای با حوض و باغچه‌ای پر از گل، درختان بید، سرو و درختچه‌های شمشاد» سپری کرده است. هرچند خودِ غزاله علیزاده آن دوران را با بگومگوهای پدر و مادرش و بحث‌هایشان درباره‌ی جدایی به ‌یاد می‌آورد. او در کودکی مدام در خیالاتش غرق می‌شد تا آرامشی را که در خانه پیدا نمی‌کرد در دنیای خیال به‌ دست آوَرَد. رفتاری که مادر غزاله آن را نشانه‌هایی از افسردگی تعبیر می‌کرد. , @Book_Play 📓
با پایان تحصیلات دبیرستان و شروع گیاهخواری، غزاله علیزاده در کنکور شرکت کرد و باز هم درخشید. انتخاب میان رشته‌ی ادبیات دانشگاه مشهد و حقوق و فلسفه‌ی دانشگاه تهران آسان نبود، اما مادرش با اینکه در دنیای ادبیات تنفس کرده بود، دختر را به‌سمت تهران روانه کرد تا رشته‌ی حقوق را ادامه دهد. , @Book_Play 📓
تا آنجا که اقرار می‌کند: «من حقوق خواندم اما اهلش نبودم فقط دلم می‌خواست داستان بگویم و داستان بگویم.» , @Book_Play 📓
غزاله علیزاده چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون داشت در مورد خودش می‌گوید: , @Book_Play 📓
𝐁𝐨𝐨𝐤 𝐏𝐥𝐚𝐲
غزاله علیزاده چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون داشت در مورد خودش می‌گوید: #معرفی
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمی‌شناختم. کی دنیا را می‌شناسد؟ این تودهٔ بی‌شکل مدام در حال تغییر را که دور خودش می‌پیچد و از یک تاریکی می‌رود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا می‌بافیم، فکر می‌کنیم می‌شود سرشت انسان را عوض کرد آن مایهٔ حیرت‌انگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمان‌خواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت می‌کنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژه‌های مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفته‌ای داشت. , @Book_Play 📓