کافکا در سال ۱۹۱۷ دچار بیماری سل شد و ناچار شد چندین بار در دورهٔ نقاهت به استراحت بپردازد. در طی این دورهها خانواده او به ویژه خواهرش اُتا مخارج او را میپرداختند. در این دوره، با وجود ترس کافکا از این که چه از لحاظ بدنی و چه از لحاظ روحی برای مردم نفرتانگیز باشد، بیشتر مردم از ظاهر پسرانه، منظم و جدی، رفتار خونسرد و خشک و هوش نمایان او خوششان میآمد.
#معرفی_نویسنده
, @Book_Play 📓
𝐁𝐨𝐨𝐤 𝐏𝐥𝐚𝐲
کافکا در سال ۱۹۱۷ دچار بیماری سل شد و ناچار شد چندین بار در دورهٔ نقاهت به استراحت بپردازد. در طی ای
باور بر این است که کافکا در سراسر زندگی خود از افسردگی حاد و اضطراب رنج میبردهاست. او همچنین دچار میگرن، بی خوابی، یبوست، جوش صورت، و مشکلات دیگری بود که عموماً عوارض فشار عصبی و نگرانی هستند. کافکا تلاش میکرد همهٔ اینها را با رژیم غذایی طبیعی، مانند گیاه خواری و خوردن مقادیر زیادی شیر پاستوریزه نشده (که به احتمال زیاد سبب بیماری سل او شد) برطرف کند.
#معرفی_نویسنده
, @Book_Play 📓
به هر حال بیماری سل کافکا شدت گرفت و او به پراگ بازگشت. سپس برای درمان به استراحتگاهی در وین رفت و در ۳ ژوئن ۱۹۲۴ در همانجا درگذشت. وضعیت گلوی کافکا طوری شد که غذا خوردن آن قدر برایش دردناک بود که نمیتوانست چیزی بخورد و چون در آن زمان تغذیه وریدی هنوز رواج پیدا نکرده بود راهی برای خوردن نداشت؛
#معرفی_نویسنده
, @Book_Play 📓
جان گاتمن، کتاب قشنگی داره به نام "عشق پایدار" که در اون سوال جالبی رو مطرح میکنه با این عنوان که :
ـ اصلیترین ملاک سلامت یه رابطه عاطفی چیه؟
و پاسخ میده، احساس امنیتی که به هم میدیم و از هم میگیریم.
به زبون خیلی ساده یه رابطه خوب رابطهایه که با احساس امنیتی که بهت میده؛ احساس ارزشمندیت رو ببره بالا و حس خوب زندگی کردن رو بهت هدیه بده؛
رابطهای که همهش با خودت بگی؛ نکنه زشتم، نکنه بدهیکلم، نکنه صدام بده، نکنه خیلی حرف میزنم، نکنه ولم کنه، نکنه بره با یکی دیگه! و مدام در معرض قضاوتها و احساس بد ناکافی بودنها باشی که رابطه نیست! منبع نا امنیه و در بلند مدت آدم رو فرسوده میکن.
#کلامی_از_جان
, @Book_Play 📓