سیّد عبّاس معروفی (۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ – ۱۰ شهریور ۱۴۰۱)
#معرفی_نویسنده
, @Book_Play 📓
عباس معروفی نویسندهی مشهور و معاصر ایرانی است که در غربت درگذشت. او را به واسطهی سالها کار فرهنگی، انتشار رمان، نمایشنامه و فعالیت در نشریات ادبی میشناسند. کتابهای مشهوری مانند «سمفونی مردگان» و «سال بلوا» از آثار اوست.
#معرفی_نویسنده
, @Book_Play 📓
با مادربزرگش زندگی میکرد. خانوادهاش زمانی که او هفتساله بود به خانهی جدیدی نقل مکان کردند، اما پسرک را در خانهی مادربزرگ جا گذاشتند تا پیرزن تنها نباشد. همین تنهایی و دوری از خانواده سبب شد تا عباس معروفی به آدم خیالپروری تبدیل شود و خیالاتش را هم روی کاغذ بیاورد. از کودکی به نوشتن علاقه داشت و گاهی با تغییر نام آثار نویسندگان بزرگ، سعی میکرد اثری بیافریند. عباس معروفی در دبیرستان در رشتهی ریاضی درس خواند اما در دانشگاه ادبیات دراماتیک را انتخاب کرد.
#معرفی_نویسنده
, @Book_Play 📓
عباس معروفی در سال 1355 در مسابقهی داستاننویسی مجلهی کیهان نوجوانان شرکت کرد و مقام اول را به دست آورد. این اولین قدم عباس معروفی در انتشار داستانهایش در روزنامهها و مطبوعات بود.
#معرفی_نویسنده
, @Book_Play 📓
وقتی نشریهی گردون در سال 1374 توقیف شد. عباس معروفی به آلمان مهاجرت کرد و زندگی را آنجا از سر گرفت. مدتی را هم به دلیل اینکه فعالیت ادبی نداشت و نمینوشت، گرفتار افسردگی شد.
#معرفی_نویسنده
, @Book_Play 📓
عباس معروفی شهریور ۱۳۹۹ نخستین بار از ابتلای خود به سرطان خبر داد و نوشت: «سیمین دانشور به من گفت: غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یکوقت، معروفی! و من غصه خوردم.»او پنجشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ در ۶۵ سالگی درگذشت.
#معرفی_نویسنده
, @Book_Play 📓
اثار:
_سمفونی مردگان
_سال بلوا
_نام تمام مردگان یحیاست
_فریدون سه پسر داشت
_تماماً مخصوص
_مجموعه داستان دریاروندگان جزیرهی آبیتر
_پیکر فرهاد
_ذوبشده
_آونگ خاطرههای ما و دو نمایشنامهی دیگر
_روبه روی افتاب
#معرفی_نویسنده
, @Book_Play 📓
((خاطره عباس معروفی از دیدار با رئیسی))
در هر دیدار پنج نفر میتوانستند به ترتیب شماره، وارد اتاق دادستان انقلاب شوند. گفت: بفرمائید! خودم را معرفی کردم، رئیسی کمی نگاهم کرد، با لبخند گفت: «همون عباس معروفی معروف؟»
دادستان انقلاب گفت: «خب آقای معروفی، چه میکنید؟»
«رمان مینویسم، کتاب چاپ میکنم، ادیتوری میکنم، هر کار که بشه چون دفترم بازه اما شما انتشار گردون رو توقیف کردین.»
«خب فکر میکنی چرا توقیف شده؟»
«همکاران شما از من میپرسن چه جوری و با چه پولی این مجله رنگارنگ را منتشر میکنم؟»
«این سوال من هم هست.»
#معرفی_نویسنده
, @Book_Play 📓