نیل تنها در تاریکیِ اتاقش در خانه فرو رفته بود و به بیرون پنجره زل زده بود. شور و هیجانش فرو نشسته و گویی از وجودش رخت بر بسته بود. چهره و تمام جوارحش از هر حسی خالی شده بود. حس میکرد بدل به پوستهی ترد و شکسنندهای شده است که زیر بارش سنگینیِ برف بهزودی خرد خواهد شد.
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
#تیکه_کتاب
, @Book_Play 📓