-
یا دنیا از اتفاقات هیجانانگیز خالی شده یا دیگه چیزی ما رو هیجانزده نمیکنه.
-
-
من هیچوقت یه خطا رو ۲ بار انجام نمیدم، معمولا ۵یا۶ بار گاها حتی ۱۰ بار اینا.
-
-
گذشته دروغى بيش نيست
و خاطره بازگشتى ندارد
و هر بهارى كه میگذرد،
ديگر برنمیگردد و حتى شديدترين
و ديوانه كننده ترين عشقها
نيز حقيقتى ناپايدار است!
📕 صد سال تنهایی
👤 #گابریل_گارسیا_مارکز
-
-
به نظر من هیچ وقت برای از دست دادن دیگران ترسی نداشته باشین!
از این بترسین که روزی خودتون رو از دست بدین
روزی بیاد که خودتون رو نمیشناسین.
-
-
بزرگ شدن فقط اونجاش که شخصیتمون از پاتریک و باب اسفنجی به اختاپوس تبدیل میشه.
-
-
این خیلی بده که احساس کنی حروم خیلی چیزا
شدی
حروم آدمای اشتباه، مسیرای اشتباه، صبوری اشتباه،تلاش های اشتباه و...
در عالمی غرق میشی که دست و پا زدن برای درست کردن شرایط وجود نداره
خیلی بده ادم به نقطه ای برسه که تهش هیچ و پوچ باشه
یهو به خودت میای میبینی دورت خالیه و تو موندی و دردهایی که خرخرتو میجوین ولی تو مجبوری بروز ندی حال بدتو و به جاش ظاهر خودتو جوری نشون بدی که اتفاقی نیوفتاده!
-
هدایت شده از حـرفـایـی کـ کـاش مـیـزدم .
-
امروز خوندم:
بمان برای ساختن
نساز برای ماندن
-
✨🪐Name:
#رویا_ها_به_حقیقت_می_پیوندند
#پارت :5
. . . . . . . . . . . .
چند دقیقه بعد...
_مرسی آیسا
+خواهش میکنم اتاقت خوب شده ؟
_برم ی دوری بزنم تو اتاق
+پس منم دیگه باید برم شرکت تنها هستی اشکال نداره ؟
_نه عادت دارم
+پس مراقب خودت باش.
_خداحافظ.
+میتونی تا وقتی نیستم بگردی توحیاط خداحافظ
سفره رو جمع کردم و ظرف ها رو توی ماشین ظرفشویی گذاشتم و رفتم سمت اتاق موهامو بالا بستم و شروع کردم به تغییرات
تخت رو ی گوشه گذاشتم کنار پنجره چون اتاق سر تا سر از پنجره بود کمد هم کنار در گذاشتم بمونه چون سنگین بود و جا مناسبی داشت کتاب های که گوش بود برداشتم و بالای تخت قفسه ای ساختم و اونجا قرار دادم گیتار و پیانو و میز تحریر هم سمت چپ اتاق گذاشتم و بوم نقاشی و لوازم اونم روبه روی پنجره وسط اتاق گذاشتم از اتاق رضایت داشتم و به سمت کمد لباس ها رفتم و تمام لباس ها رو پوشیدم لباس های الان رو در آوردم و لباس تازه ای پوشیدم .
به سمت حیاط دویدم چون ی حس خوبی داشتم حس آزادی؛
سوار تاب شدم که یهو صدای..
. . . . . . . . . . . .
Written by Melika🗝🖤
حرفایی که کاش میزدم