ادبیات برای آنانی که به آنچه دارند خرسندند، برای آنانی که از زندگی،بدان گونه که هست راضیاند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات، خوراک جانهای ناخرسند و عاصی است.
زبان رسای ناسازگاران پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند، خرسند نیستند.
انسان به ادبیات پناه میآورد تا ناشادمان و ناکامل نباشد. ادبیات، تنها به گونه ای گذرا، این ناخشنودیها را تسکین میدهد، اما در لحظههای جادویی و در همین لحظات گذرای تعلق حیات، توهم ادبی ما را از جا میکند و به جایی فراتر از تاریخ میبرد و ما بدل به شهروندان سرزمین بیزمان میشویم،نامیرا میشویم.
-ماریو بارگاس یوسا