1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قدم قدم نزدیکی رو تو رویاها میدیدم...
#مهران
از این سالن فقط ازدحام و له شدن دیده بودم... این خلوتی را پاس داشتیم.... 🐳
#مهران
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهر کردن ایران رو فیلم گرفتم.به عراقی ها رسیدیم نمیدونم چرا ترسیدم! 👀✌️🏻
#مهران
٠٠:۳ بامداد
۱۴۰۲/۱۲/۱۶
بعد دوساعت و نیم تاخیر...
شدیم مسافری برروی خاکِ سنگینِ عراق...
آفتاب آسمانِ کاظمین را روشن کرده بود کهـ چشممان افتاد بهـ گنبدهای پدربزرگ و نوه که متین و آرام و بالبخند خوش آمد میگفتند زواررا.
راست میگفتند!انگار در مشهدی و خاک ایران، نه در کاظمین و خاک عراق! آخ این شباهتِ پدر و پسریِ ذوق برانگیز!
تاریخ زنده بود. درهای بزرگِ چوبی با آهن کوبه های خوش تراش پرتت میکرد در قرن های قبل، روایت ها روضه خوان میشدند.
جمع کوچولویی وارد حرم شد. جزئیات حضورشان دلبری میکرد.لباسِ سفید صورتی شان، حجابِ اکلیلی شان،چهره معصومشان، دسته گل های قشنگشان، میگوییم دختر بخوانید دلبر!بهـ گمانم درمحضر جوادیین آمدند میثاقِ بهـ سن تکلیف رسیدنشان را محمکتر کنند. خدا دلبری ها را پاک نگهـ دارد.
اولین چایِ عراقی را در کاظمین چشیدم.
تیرگی و شیرینی زیادش پسند ذائقه ام نبود ولی آسوده گرفته بودم کهـ شاید کمی از مُهرِ جاماندگی ام کمرنگ شده برروی دلم، لذا نوش جانم و جایتان خالی.
اطراف حرم رستورانی بود با عنوان"جار الجوادین"،فکر کن،همسایه چه کسی هستی،آخ، زیبا بود.