وای کهـ چقدر بودنِ مزار مادرحضرت حجه"عج"-نرجس خاتون- خوشحالم کرد.نمیدانم احترام و محبتی کهـ این خانم را احاطه کرده فقط مرا سرذوق می اورد یا همه را!! و البتهـ کهـ همیشه ذوق داشت دلم برای هم نام بودنمان.☺️
میدانی اینجا پررنگترین اتفاق حسِ حضور و رد پای صاحب الزمان است،اینجا آرامشِ قلب را با بی تابی و بی قراری میابی.
|امـ... ـا بعد|
میدانی اینجا پررنگترین اتفاق حسِ حضور و رد پای صاحب الزمان است،اینجا آرامشِ قلب را با بی تابی و بی ق
دلیلم برای نوشتن در باب سفر سامرا.
امروز اولین جمعه ماه مبارک است. از دم دمای سحر اسم و یادشان چسبیده بود بهـ خط های فکرم....
دقایق آخر حضورمان در محضر عسکریین"ع"با نوای یا اباصالح مددی مداح کاروانی دیگر گذشت. راست میگفت؛ مدد از غیر تو ننگ است.
شب کهـ خسته بودیم میخواستیم برسیم راه و خیابان برایمان طولانی بود، صبح که نمک گیر صحن و سرایش شده بودیم راه کوتاه بود. رسم دنیایِ فانی.
_پایانِ پارتِ ۲_
فمنیست های بی سواد!
هیچ وقت بهشون حق ندادم.
حتی وقتی بهـ خاطر خانم بودنم محدود بودم.
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوابت را دیدم. تو بودی و همه.
همان صمیمیت و صفا جاری بود و تو بودی.
خبری از اتفاق شوم و پراکندگی و گم شدگی نبود و توبودی.همه بالبخند بودیم، رمضان هم بود و تو بودی.میدانم مدام تکرار میکنم که تو بودی اما، آخر نمیدانی بودنت چهـ اطمینان خاطری را در من و هرکس کهـ تو را دوست دارد به وجود می آورد.انگاری همین کهـ تو باشی کافی ست. از ابتدایِ مهمانی خدا دعای افتتاح خواندنت مدام پیش چشمانم جان میگیرد و در هر بار دعاخواندنم تو را یادآورم. چقدر بندگی بلد بودی، چقدر زود رفتی، قبل اینکه یادم بدهی، قبل اینکه تقلید کنم این رسمِ عبد بودن را از تو.
خیالِ حضورت در خانهـ قدیمی از زیباترین تصاویر امروزم شد. این قاب را فقط در خواب و خاطرات میتوانم داشته باشم مدت زیادی ست که نمیتوانم خاکِ دلتنگی اش را بتکانم.هرکجا کهـ هستی، در هر زمان کهـ ندای اشتیاق قلبم را شنیدی، دعایم کن. نوه ات در این دنیا گاه کم می آورد و سخت محتاجِ آغوشت می شود.
#دلتنگی
|امـ... ـا بعد|
چقدر دلم هوسِ نفس کشیدن در حریمِ حرم بابا دارد. #سفرنامه.
هزار شُکر که یادِ تو مرهم است هنوز.
|امـ... ـا بعد|
هزار شُکر که یادِ تو مرهم است هنوز.
مرهم
دهخدا: [ م َ هََ ] (ع اِ) آنچه بر جراحت نهند.