از خستگی، عصبانیت، غم،کلافگی و دلتنگی بیقرارم.توی دعاهاتون و لابه لای تمامِ مدد گرفتن ها،لطفا برای من هم دعا کنید. ممنونم. ♡
توی کانالش نوشته بود برنامه این سری شب قدر نبخشیدنِ آدماست.از همون شب اول تاالان که شب دومه و پر از فشارروانی ام خیلی بهش فکر کردم. من کینه به دل گرفتن رو بلدم ولی بخشیدن رو بلدترم. انقدر که تا حالا چندبار ازم پرسیدن چطور راحت بخشیدی! نمیدونم چطورش رو، جدی میگم فقط میدونم زمان خیلی بهم کمک کرد. فقط میدونم وعده خدا رو تجربه کردم، بلافاصله ندیدم مهرخدا رو ولی الان که بزرگترم و به اون روزا که کوچک بودم و تقلا میکردم برای بزرگ شدن نگاه میکنم میبینم خدا واقعا منو بغل کرده بود،من نمیفهمیدم.الان ادعای بزرگی ندارم چون واقعا نیستم ولی میدونم نیاز دارم بزرگ بشم، پس بخاطر خودم میبخشم و میگذرم و چشم میبندم. گناهانِ خودم به اندازه کافی سنگینی میکنن، حقیقتا انرژی و انگیزه ای برای حمل کینه های سیاه ندارم.همین.
پ. ن؛
قصدم این نیست کهـ بگم تو هم ببخش.فقط تجربه ام رو درمیون گذاشتم تا اگر ظرفیتی میبینی بهش فکرکنی، همین.
|امـ... ـا بعد|
دلم برای سحری کله پاچه میخواد!!
برام کله پاچه اوردن... 🥺😍😭😂❤️
حالِ خوبم وابسته به زمان نماز خوندنم شده؛ هرچی اول وقت تر، سرحال تر، باظرفیت بیشتر، آرومتر و مسلط تر! و بلعکس!
و اون روزایی کهـ شرایط یا نفسِ درونی اجازه نمیده نمازم اول وقت باشه یا دقیقه نودی میشه یا حتی گاها قضا... بدترین حال و اتفاقات رو تجربه میکنم.
حالا که صحبتش شد و من یکم بیحوصله ام اما همزمان یک احساس وظیفه خطیری دارم که حتما باید بگم و اگر نگم به رسالتم خدشه وارد میشه حتما صحبت های نیره سادات رو بخونید! 🤌🏻👇🏻