ما مرَّ ذكرُكَ إلّا و ابتسمتُ له
كأنكَ العيدُ والباقون أيامُ
هیچگاه نشد که از خاطرم بگذری و لبخند بر لبم ننشیند؛
انگار تو "عید" هستی و دیگران تنها روزهایی عادی...
#جلال_الدين_الرومي
مترجم: زهرا ایزدینیا
|امـ... ـا بعد|
ما مرَّ ذكرُكَ إلّا و ابتسمتُ له كأنكَ العيدُ والباقون أيامُ هیچگاه نشد که از خاطرم بگذری و لبخند
اگر کسی رو دارید بفرستید براش، خوشحال میشه.
دوست ندارم امروز کهـ عیده و غالبا حالشون خوبه، از ناراحتی هام بگم ولی دارم عصبی میشم، تنهام و آنلاین نیستن تا غر بزنم!
"انالله و اناالیه راجعون....
رختِ سیاهِ عزای از دست رفتن آرامترین و باادب ترین دخترمان را که بر تن کردم احساس کردم دنیا با تمام عظمتش در نگاهم همچون تیلهـ یِ بازیِ دستِ پسرک، حقیر شد.
«غریبه کسی نیست که نمیشناسدت و نمیشناسی اش بلکه؛ کسی ست کهـ میشناسی و میشناستدت ولی از ایجاد هرگونه صمیمیت دوری میکنی!!»
بعد ۶روزِ سختِ عجیب، ۸۵درصد امروز به خواب و ۱۵درصد باقی به تمیزکاری خانه و مرتب کردن ذهن سپری شد و حالا!!!!!دیگه نمیتونم بخوابم! •__•