بعد ۶روزِ سختِ عجیب، ۸۵درصد امروز به خواب و ۱۵درصد باقی به تمیزکاری خانه و مرتب کردن ذهن سپری شد و حالا!!!!!دیگه نمیتونم بخوابم! •__•
وفردا هم میخوام برم دانشگاه هم کتابخونه هم اگرررر فرصتی دست داد استخر و هم قبل از ساعت ۵ خانه باشم. برم قرص بخورم یا چی؟!):
دلم میخواد تا بی نهایت غربزنم و کلیییی حرف و تعریف و عصبانیت رو بریزم بیرون اما! خودم رو در خطر سقوط به چاله ی خاله زنک بازی میبینم لذا سکوت اختیار میکنیم. 👩🏻🦯
حیف کهـ ماشین دستم نیست وگرنه زود از خونه میزدم بیرون میرفتم یه نوشیدنی خنک میخوردم. به طرز زیبایی نوشیدنی طعم دار خنک خیلی روی حالم تاثیر داره.(:
روایت یکی از برهه های مهم زندگی دخترک از زبانِ ساعتِ محبوبش. موضوع یکی از تمرین های نویسندگی ام! دوست داشتم بیشتر بنویسم اما جمعا ۲صفحه خواسته شده بود! باید بیشتر بنویسم!باید! شاید هم باید بیشتر تخیل کنم! درهر صورت همیشهـ "بایدی" هست!((:
☕️🌱
خستگی را
آغوش تو در میکند؛
وقتی نیستی،
عجالتا چای میخوریم
چه کنیم...؟!
#دلتنگی
دوست دارم اگر بعدها کانالی زدم مجددا،کانالِ تخصصی باشه! مدتیهـ دارم برای عمیق شدن در چندحیطهـ ی مورد علاقهـ تلاش میکنم،ولو تلاشی دست و پا شکستهـ.