داشتم فکر میکردم چقدر دوست دارم به این خانه در خیابانِ ۲۱ دعوت شوم. یادم آمد این اولین خانهـ نیست کهـ دوست دارم نگاهم به داخلش هم بیافتد. سرنوشت آن خانه که نبش خیابان ۲۵ام بود به ویرانی محکوم شد.
میشود امیدوار بود کهـ سرنوشت مشابهی را تجربه نخواهند کرد.
#یادداشت.
در چند قدمی خانه، در میان محله ای که میدود به سوی غول مدرنیت، در شهری که پر از زرق و برق های تو خالی... مزرعه ای آمده.. سبز کرده حوالی خانه مان را، صفا بخشیده محله را، روشنایی داده شهررا... همواره هدیه در چنته دارد؛ مهر خالص و لبخند واقعی..(:
یکسال پیش بود که درباره این تکه زمین محصور شده میانِ کلی چوبِ فرورفته در خاک چند خط بالا را نوشتم و در اینستاگرام منتشر کردم. آن موقع عکسی را از درونِ باغچه که در روشنایی روز گرفته بودم، ضمیمه کردم. از آن روزها زمان کمی نمیگذرد و به طبع تغییر کرده است. مثلا آن زمان نمای جلویی آن، یکدستی و چینش و پوشیدگی مرتبِ این برگ ها نبود یا مثلا دربی که داشت سایبان نداشت. تغییراتش قشنگ و دلنشین هستند، مثل ذاتِ وجودش. •‿•
#جزئیاتدلبر.
وقتی مسافتی را که از میانِ کوچه پس کوچه های محله ای میگذرم، پیاده طی میکنم، یکی از جزئیاتی که توجه چشمانم را به خود جلب میکند شکل، رنگ، طرح و ظاهرِ درب خانه هاست، به خصوص خانه های ویلایی که هنوز زیربارِ آپارتمان شدن نرفته اند.
اولین چیزی که از چهاردیواریِ امن و حریم یک خانواده میتوان دید،درب خانه است.مساحت حیاط، چند خوابه بودن، اپن بودن یا نبودن آشپزخانه، بالکن داشتن یا نداشتن،بیرون بودن یا نبودن سرویس بهداشتی، حتی سرامیک های حمام، تعداد اعضای خانواده، دکوراسیون و چیدمانِ وسایل خانه...معمولا به همه و همه و همه ی این جزئیاتِ تعیین کننده که پشتِ دیوارهای خانه است و ورود به آن مستلزم عبور از چهارچوب درب است فکر میکنم و برای هر خانه متناسب با هر رنگ دری قصه ای میسازم. 🏠
#یادداشت.
حذف قندیجات از زندگی را سلامِ پایانی میدهیم.(:
این همه عادتِ مضخرف داریم تو زندگی، خب ی خوبش رو بسازیم ضرر نمیکنیم کهـ... اگر کسی همراهم پایه بود، بگید حتما. 🐳
اولین روز، ۳۰اردیبهشت،یکشنبه ای بهاری.🌱