+همیشه لازم نیست مراعات دیگران رو بکنی!
_اینطوری تربیتم کردن، درس های مشکل رو یادم ندادن!
🎥Duchess2008
کتاب"من چراغ ها را خاموش می کنم. "
از آن دسته کتاب هایی بود که دوست نداشتم تمام شود.
بعدازظهر درحالی کهـ به جلد تک رنگ و بی تصویر اما خاصش نگاه میکردم فکر میکردم؛ دوست دارم همچنان در روزمرگیِ کلاریس پرسه بزنم، همراهش حرص بخورم، نگران شوم، محبت را بچشم و قربان صدقه یِ بچه ها بروم،خانه زیبایش را ببینم،چشمم سبز شود به گل های نخودی اش، بااو ارتباط داشته باشم و دوست باشیم(میبینید تصویرسازی و هنرِرقصِ قلم را!!) باوجود اینکه خیلی تفاوت های اساسی بین من و او هست؛دین،زادگاه، نوع ارتباط و.... اما بزرگترین اشتراکِ ما"جنسیت"بود.چنددفعه پیش آمد میان سطور کتاب توقف میکردم و نقطه ای خیره میشدم و فکر بود و فکر بود و فکر....!
درانتهااین حقیقت پررنگتر شد؛ انسان ها در لباسِ هر هویتی که باشند، در ذات مشترکند، و این ویژگی آغاز درک های متقابل است.
#کتابطور.
همراه حلقه مبنا این اثر را شروع کردم و دیرتر از همه دوستان تمام کردم. 🫠
یکی از اصلی ترین دلایل این بود که نسخهـ چاپی نداشتم و خواندن کتاب در موبایل برایم مانند خوردنِ دارو بود؛ مفید است ولی به غایت بدمزه!!
دلیل بعد، روند کندِ ماجرابود؛ تا ۴۵درصد اولِ کتاب خودم را مجبور به همراهی با روای میکردم.
عنوان کتاب استعاره ای از وضعیتِ تفکر آنهاست.نه تنها که خبری نیست، که اگر خبری هم بسازند چیزی نیست جز تهی شدن!!
#کتابطور.
کاش میتونستم تا ۱۵شهریور گوشی رو بهـ کسی واگذار کنم و بدونِ اون زندگی کنم! دیگهـ توانِ تحملش رو ندارم.
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جور زَمانهـ مِهر تو از دل جُدا نکرد
ما را بهـ زیر سَنگِ جَفا، بی وَفا نکرد
آئین عِشق و عُطوفَت طریقِ ماست
ای آرِزویِ دل، دلِ ما کهـ خطا نکرد.
#أئمتی.
چقدر دلم گریه یِ بی امان میخواد.
مثلا گریه در سرازیری باب القبله!❤️🩹
مثلا گریه زیر بارون.☁
مثلا گریه در آغوش. 🫂
مثلا گریه در دلِ تاریکی. 🌌
مثلا گریه.... تو هم یکی بگو.
#برآمدهازدل.
دیشب دیر خوابیدم.
صبح زود بیدار شدم.
۳ساعت دیگهـ هم سرکارم.
دوست دارم بخوابم.
اما نباید بخوابم.
پس پیش بهـ سویِ
تمام کردنِ شارژ گوشی،
بهـ پایان رساندنِ بستهـ اینترنت
و ضعیف کردنِ چشمان خود. 🏃🏻♂