باز یادم اومد استیکر انار نیست!
کیبوردها این حجم بی لیاقتی رو چطور تحمل میکنن!؟!
گفت: "شاعر شو! "
چیزی نگفتم جز لبخند.
اما همه شعرها را گفته اند،
چیزی برای سرودن نمانده است!
دلم آنقدر حرفِ نزده و انباشته شده زیاد دارد،که احتمالا برایِ خالی شدن، نویسنده خوبی خواهم شد.
کامیاب؛برای من همیشه یک واژه توصیفی بود! امشب در قالبِ انسان دیدمش!پدر و مادری که اسم پسرشون رو بذارن کامیاب، احتمالا انسان های جالبی هستند!
#غیرجدی.
|امـ... ـا بعد|
بی بیب هورااا!
عادت دارم بریده کتاب هایِ دوست داشتنی را در یادداشت ها ذخیره کنم. دوروزِ پیش کهـ ۶۰،۷۰صفحه خواندم، موبایل نزدیکم نبود لذا در کاغذی شماره صفحه ها رانوشتم تا بعد وارد کنم.حال که به هرصفحه رجوع میکردم و دوباره میخواندم تا آن قسمت را تایپ کنم، نگاهَم، بَرداشتم و احساسَم به هرقسمت تغییر کرده بود،وسیع شده بود و گاها از چشمم افتاده بود. متن ثابت بود. من حرکت کرده بودم... احتمالاً در معنا!
این دگرگونی را بسیار تجربه کرده ام؛ نسبت به کتاب ها، فیلم ها، اتفاقاتِ گذشته و حتی آدم ها.
#یادداشت.