تیرِ نهایی شلیک شد! 🚬
بعد از قبول نشدن در دوره پیشرفته نویسندگی،تنِ "آرامشِ روان" که بعد از یک دوره رنجِ عمیق کم جان شده بود را به همراهِ سوسویِ انگیزه ای که خاموش شده است، در تابوتِ حُزن میگذارم و در گورستانِ خاطرات به خاکِ خاکستری رنگ میسپارم.❤️🩹
دلم میخواد خسته نباشم، پیتزا باکیفیت خوب سفارش بدم، کیفیتش برام مهمه چون پیتزا دوست ندارم و حالا که هوس کردم ترجیح میدم حداقل خوشمزه باشه! خونه تاریک باشه و تلویزیون باابعاد بزرگ فیلمی با تدوین خوب و فیلنامه معنادار ببینم و بعد چایِ دارچین و باقلوا بخورم.اما متاسفانه خسته ام، خیلی! پیتزاها ناجوانمردانه گرون شدن، تلویزیون ندارم و فلاکسم رو جاگذاشتم!
|امـ... ـا بعد|
دلم میخواد خسته نباشم، پیتزا باکیفیت خوب سفارش بدم، کیفیتش برام مهمه چون پیتزا دوست ندارم و حالا که
اینو جاانداختم، همراه کسایی که کم ولی به جا حرف میزنن و فضا رو آروم ولی قشنگ نگه میدارن! •‿•
فقط عُشاق میفهمند" یک عاشقانه آرام"یک پارادوکس است.
+درطولِ همراهی من و بهخوان،از معدود کتبی که امتیاز کامل می دهم. 🐳
#کتابطور.
تصمیم های پر تردید یعنی یک جای کار می لنگد؛ هدف واضح و شفاف و دقیق نیست؟! مسیر و نقشه را مشخص نکردی؟! یا در زمینِ اشتباهی قرار داری؟! و شاید هم تصمیم گیرنده کَس دیگری ست!.... نه؟!