هفته پیش با خودکار صورتی نوشتم، بعد از مدت ها.از حدود۳سالِ پیش، شاید به عدد زیاد نباشد ولی به چشم من دور بنظر میرسد.
نرگسِ آن زمان رنگی تر بود.نمیدانم چطور شد که در سرازیریِ تک رنگ شدن افتادم.
#یادداشت.
امروز شکایتِ من رو بردن پیشِ پدرم.
خدایا مرسی که حواست به سرگرمی های زندگیم هست. 😂❤️
_۴۴
جز در ادبیات کجا می توان دل مشغولی ای بهتر، همراهی سرگرم کننده تر و افسونی دلپذیرتر یافت؟!
_۵٠
شاید قادر به ایجاد توازن میان زمان و مکان نباشیم اما خاطرات مانند موج سیل آسا می آیند و می روند و بدون آنکه نیاز به رویداد تحریک کننده ای داشته باشند بی هدف و بی هشدار و با تمام قوا حس می شوند.
_۵۲
می دانم که در آینده زیبایی انتظارم را می کشد، چون آن را در گذشته دیده و حس کرده ام.
_۷۰
دانستن اینکه این جهان عجیب است و هم در گردش و مهم تر از همه اینکه همیشه به حالت قبل برمی گردد، در درونم حس شادی و شعف ایجاد کرد.
_۷۴
یادآوری خاطرات گرچه دردناک است ولی تنها راه به توافق رسیدن با گذشته است.
_۸۱
کل جهان می بایست با هر مرگ به خود می لرزید، اما در این صورت ما هرگز نمی توانستیم آرام بمانیم.