•. ۶۲
حال انکه انسان تا نداند که باید قفای خویش بنگرد ، هرگز طعم یک قطره شادمانی روح و یک لمحه شکوهِ شدن احساس نخواهد کرد.
•. ۶۲
این، بیماری بزرگ روح انسان است:
پیوسته چشم به اینده داشتن ،و این امرِ بدیهی را باور نکردن که بخش عمدهیی از اینده،در گذشته ها به جای مانده است ، و الباقی آینده نیز ،ارام ارام، به گذشته خواهد رفت ،و انسان، باز، گرسنه و تشنه و شوربخت، چشم به اینده یی خواهد دوخت که به پایانِ پایان رسیده است.
•. ۶۳
زیرا هر بازگشتی به ایمان و اخلاق، لحظه های کوتاه و بی اعتبار تعیش را تخریب میکند، و انسان امروز، معتاد است به عشرت های باطل لحظهیی .
.
.
انسان به مدد رایانه ها و اَبَررایانه ها بر شوربختی خویش غلبه نخواهد کرد، بل با نیم نگاهی بنیاد های معنوی خویش میتواند مزه مطبوع رفاهِ روح را بچشد و خستگی چند هزارساله را از تن بتکاند.
•. ۹۶
محبوبِ غم داران و یارخواهان بودن جرمی است که بدکاران ،هرگز آن را نبخشیدند و نخواهند بخشید.
•. ۹۶
خنجرِ تیزْاب خورده را، شاید که تنها برای سینهی خنجرپذیرِ خوبان و عزیزان ساختند.
این روزها نصفِ انرژیم برایِ کنترلِ عصبانیتَم صرف میشهـ... بازم حس میکنم آدمِ عصبییی شدم.عمیقا ناراحتم.