+بعضی دوستانم خیلی گفتند.
+بعضی قابلیت های تلگرام دوست داشتنی اند.
=در نهایت شعبهی تلگرامِ"اما بعد" ایجاد شد.
https://t.me/NewAmaBaad
|امـ... ـا بعد|
+بعضی دوستانم خیلی گفتند. +بعضی قابلیت های تلگرام دوست داشتنی اند. =در نهایت شعبهی تلگرامِ"اما بع
ایتا ناراحت شد، لینک رو آبی نگه نمیداره.🦦
دکمهیِ آخرِ مانتو مشکی ام به تکه نخی وصله.
پارچهیِ ابرو بادی و دکمه گرد رو فقط یک تکه نخِ گشاد شده بهم وصل میکنه. هرآن امکانِ سقوط دکمه وجود داره. شاید دفعه بعدی که مانتو رو بپوشم دکمه رو نبینم. شاید هم یکسال دیگه دووم بیاره. کی میدونه؟! اون یه تیکه نخ.اون چندسانتی که بین اون دوتاست. فقط اونه که میدونه تا کی قراره دووم بیاره. فقط اونه که میدونه با کدوم حرکت، با کدوم فشار قراره پاره بشه! وزنِ دکمه بیشتر شده؟ نه. جادکمه ای مانتو گشاد و تنگ شده؟ نه. اما با هرروزی که میگذره اون نخِ آخر احساس سنگین تر شدن میکنه. شما به این وضعیت چی میگید؟! فشارروانی؟ اصطحکاک؟ استهلاک؟ همین چنددقیقه پیش که رسیدم خونه، لباس عوض کردم متوجه شدم هنوز ندوختمش، دوثانیه بیشتر نگاهش کردم و...... حس کردم اون چندسانت نخ چقدررررر شبیه منه!! امیدمن؟! انگیزه من؟! توان من؟! شاید همه و شاید هیچ کدوم. راستش حوصله ندارم بگردم دنبالِ مشبه، مشبه به و وجه شبه بگردم ولی اون دکمهی لب خط سقوط شبیه شورِ جوانیِ من بود و مانتو.... شبیه زندگی من.
اون مانتو بدون دکمه آخر همچنان قابل استفاده ست. شاید از ده نفر یک نفر هم متوجه نشه.اما من، همیشه،از زمانی که تصمیم بگیرم بپوشمش تا وقتی که بخوام درش بیارم،فقدانش رو حس میکنم حتی اگر مستقل بهش فکر نکنم.نرگس بدون شور جوانی زنده میمونه اما فکر میکنم بدون اون،زندگی اش تهی میشه.فکر میکنم جای خالیش جبران ناپذیرتر از هر دکمهیِ بی مانتو و هر مانتویِ بی دکمه ست.
#برون_ریزی.
خیلی حرف سنگینی بود؛
رفتی حج هفت بار خدارو طواف کردی یا
هفت بار خدا رو دور زدی؟!................
دنیا، مضحکه ای گریه انگیز.......👣
هدایت شده از سه+تاپ
سه+تاپMaheRamezan.mp3
زمان:
حجم:
386.7K
صدای مناجات سحر،
نور کم آشپزخونه
هولهولکی سحری خوردن
سلام به ماه شیرین خدا...
سلام به رمضان ❤️
@setup_ir