eitaa logo
|امـ... ـا بعد|
102 دنبال‌کننده
460 عکس
74 ویدیو
6 فایل
دانشجوی روانشناسی. شیفتهـ ی فلسفهـ. مستِ شعر و ادبیات. کنجکاوِ تاریخ و ماضی. من: @Narges_sadat_Fazeli
مشاهده در ایتا
دانلود
مرد روی تخت بیمارستان است که ما بااو همراه میشویم.مردی که صدایش از حنجره شنیده نمیشود، ما با صدای فکر او همراهیم. نمیتواند حرف بزند و فقط با یک چشم میبیند. کسی که تا قبل از آن مردی بلند پرواز، پدری شاد و مدیری موفق بود حالا برای پاک کردن آب دهانِ خود محتاج پرستار است. این مرد در همین وضعیت و تنها با پلک زدن کتاب مینویسد، چاپ میکند و به دنیا ثابت میکند "موفقیت" از اراده آدمی نشأت میگیرد.(: فیلمِ جالبی بود. زاویه دوربین و راوی نقطه قوت بود. فقط کاش کمی بیشتر از جزئیات وضعیتش میگفت...انگار وظیفه بعضی سکانس ها صرفا پر کردنِ زمان فیلم بودند. .
•••۳از ۶۳••• نیمی از زمانِ فیلم پیله و پروانه که گذشت، در طاقچه کتاب را جست و جو کردم، خریدم و خواندم.کتاب کم حجم و شسته رفته ای بنظر میرسید.ابتدای کتاب مطابق سکانس های فیلم بود اما هرچه میگذشت عمیقتر میشد.درنسخه تصویریِ روایت نخواستم خودم را در آن موقعیت تصور اما کلماتِ کتاب مرا مدام تشویق میکردند و من،میترسیدم و راستش هنوز میترسم و فرار میکنم. .
🖇❤️‍🩹
اون کیه کهـ داروهاش یک قفسه یخچال رو اشغال کردن؟! 😂
🦦
اینکه هربار با خیاط به چالش میخورم واقعا ناراحت کننده ست!!!
زن من یکماهه بهت پارچه دادم!!
شاید سکون چیزهای پیرامون ما از آنجا می آید که مطمئیم آنها همانهایی اند که هستند و نه چیزهای دیگری، واز سکون اندیشه ما در برابر آنها. مارسل پروست.
دلم آغوشت را میخواهد.... حیف که من دیگر آن نرگس نیستم.
و اگر نجاتت ندهد، بیتابی هلاکت میکند! _ علی‌‌بن‌ابی‌طالب‌علیه‌السلام @alaviaat | نهج‌البلاغه،حکمت۱۸۹
چشم هایش، تمامِ ماجرا بودند....
••• ۴از ۶۳ ••• هر اثر استاد امیرخانی را که میخوانی، به سهولت "انتقادِ نهفته" در داستان را دریافت میکنی. گویی که رسالت دارد کلمه مناسب در جایِ خالیِ متنِ زندگی را پیدا کند. می گویند نام یکی از پیامبران، قیدار است. "قیدار" هم عنوان کتاب است و هم اسم شخصیت اصلی داستان. قیدار را که بخوانی با مفاهیمی مانندمرام، مروت،جوانمردی و لوتی منشی بسیار دمخور میشوی. نیمه نگاهی به ایران و تهران قدیم می اندازی. دلت بسیار کباب خواهد خواست. دیگر بی تفاوت از کنار کامیون ها و گاراژها رد نخواهی شد. کنجکاوِ دیدن زورخانه و شناختنِ پهلوان تختی خواهی شد. حالت را خوب میکند اما وعده ی یک متن راحت را نمی دهم! کمی سخت ولی شیرین است. مثلِ شربت آبلیموی خنک در گرمای ظهر اهواز.(: .