eitaa logo
|امـ... ـا بعد|
102 دنبال‌کننده
460 عکس
74 ویدیو
6 فایل
دانشجوی روانشناسی. شیفتهـ ی فلسفهـ. مستِ شعر و ادبیات. کنجکاوِ تاریخ و ماضی. من: @Narges_sadat_Fazeli
مشاهده در ایتا
دانلود
برم گوشی رو باز کنم خودم بهشون زنگ بزنم؟ 😶‍🌫
|امـ... ـا بعد|
برم گوشی رو باز کنم خودم بهشون زنگ بزنم؟ 😶‍🌫
نههه خیلی احساس متجاوز و فضول و بیشعور بهم دست میده!))))):
باتوجه به این که سن چندانی نداشت. بی توجهیش به گوشی‌ش قابل تحسینه.🤝🏻
اگر زنگ زد خبرتون میکنم. 🦦 اگر زنگ نزد هم باهم دل و روده اش رو درمیاریم میفروشیم پولدار میشیم. 😌🤝🏻
من دنبالِ پیدا کردنِ صاحبشم، صاحبش دنبالِ پیدا کردنِ گوشیش نیست! 😭🔪
به خبری که هم اکنون به دستم رسید توجه کنید: بلاااخره صاحب گوشی آمد به دنبال گمشده خود!! 🐳 احساس میکنم الان میتونم نفس بکشم. 😅
✨🤝🏻
هیچ کدام تیک نخوردند. شبیهِ شنبه ها بود،پُر اخم و....
من هر صبح جمعه که فروشگاه هستم از شیوه مسلمانی خود شرمنده ام. جمعه ها اغلب اتوبوس ها استراحت میکنند. در خیابان ها موتوری ها پرسروصدا ترین هستند و تک و توک ماشین هایی در حرکت دیده میشوند.صبحِ نزدیک به ظهر، حوالی یازده ونیم یک اتوبوس از استراحت کوتاه می آید و در مسیر رفتِ خود با تعدادی اندک مسافر دیده میشود. همان اتوبوس حدود دوساعت بعد در مسیر بازگشتِ خود با همان تعداد را میتوان دید. مبدأ اتوبوس هرجایی ست که ایستگاه داشته باشد، هر مشتاقی که جمعه اش را نورانی بخواهد جمع میکند و با خود به مقصد میبرد،به مصلی. بنازم به جمعه هایی که اتوبوس ها را میبینم... هرچه که نباشد نگاه و دلِ حسرت‌آلودم روانه شان میشود،از جمعه هایی که پتو روی چشم هایم کشیده ام و صدای اذان را آیا میشنوم یا نمیشنوم چه بگویم؟! حکایتِ شرمندگی هایم از نقره داغ گذشته است.عاقبت بخیری سخت است،نه؟! ❤️‍🩹 . . . ؟
••• ۱۰ از ۶۳••• از "بازمانده‌روز" نوشتن سخت است، مثلِ خواندنش. کتابی شخصیت محور است، اتفاقات پرچالشی نداریم و جز در انتهای کتاب،ضربانِ خاصی احساس نمیکنیم. "استیونز" بعد از یک عمر در قامتِ پیش‌خدمت‌ زندگی کردن، حالا سفرکوتاهِ تک نفره ای آغاز کرده است. او همانطور که رو به جلو می رود، در گذشته خود شناور میشود و خاطراتش را مکتوب میکند. چندلایه بودن وجزئیاتِ دقیقِ داستان، نشان از قوی بودنِ قلم نویسنده است.نویسنده ای که برنده جوایز بسیاری بوده است. مدت زمان زیادی از خواندن کتاب میگذرد. جزییات کمتری در خاطرم مانده است، اما استیونز اسیر در قوانینِ سخت و غیرقابل انعطاف خود را یادم هست.کسی که تمایلات صحیحش را به سبب تعصب و افراطش در مسئولیت پذیری نادیده میگیرد. زبانِ سخت و کلاسیک متن کاملا متناسب با شخصیت و سبک زندگی انگلیس و انگلیسی ها انتخاب شده است، مانند انتخابِ مترجمِ کاربلد که از ادبیاتِ قجری استفاده میکند. خوشحال کننده ست که استیونز شرایط بسیار سفر کردن نداشت. سفرِ شش روزه، ساده و بی حاشیه او یک کتابِ ۳۲۰صفحه ای شد، اگر سفری طولانی مدت میرفت، چندجلد کتاب چاپ میشد؟! 🥴 یادداشت کامل و دقیقی نیست، اما یادداشت نوشتن، حتی در حد یک خط برای کتاب های خوانده شده را دوست دارم.(: . . .
شهریور، همیشه همه چیز سخت تر میشه! 👩🏻‍🦯