حالا که برای تغییر شرایط، کاری جز صبر و توکل از دستم برنمیاد،دلم میخواد غر بزنم. بشینم پیش کسی که حوصله غر شنیدن داشته باشه و کُلی غر بزنم. امااین هم نمیشه. 🥲😂❤️🩹
فکر کنم سومین دفعه ست میبینمش.
یکی از دلایل گوگولی بودنش اینکه
۱۰صبح بیدار بود. 😄
یک سری ایستاده بود پیش پسرعموم،
منتظر بود از نخل بهش خرما بده.
بهش لبخند زدم. اون معذب بود
هی منتظر بود ولش کنم،
هی من نمیتونستم. نچ! 👩🏻🦯