فکر کنم سومین دفعه ست میبینمش.
یکی از دلایل گوگولی بودنش اینکه
۱۰صبح بیدار بود. 😄
یک سری ایستاده بود پیش پسرعموم،
منتظر بود از نخل بهش خرما بده.
بهش لبخند زدم. اون معذب بود
هی منتظر بود ولش کنم،
هی من نمیتونستم. نچ! 👩🏻🦯
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن براین غریب
گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب
_حافظ_