eitaa logo
|امـ... ـا بعد|
101 دنبال‌کننده
460 عکس
74 ویدیو
6 فایل
دانشجوی روانشناسی. شیفتهـ ی فلسفهـ. مستِ شعر و ادبیات. کنجکاوِ تاریخ و ماضی. من: @Narges_sadat_Fazeli
مشاهده در ایتا
دانلود
چشم هایم باز نمیشوند اما بسته هم نیستند.سرِ سنگینم انگار روی آب است نه بالش. درد دارد و پر است از مِه. کاش رها کنم گوشی را. باز افعالم اول جمله هستند. چقدر حرص خورد خانم نوروزی و بعد از این همه تمرین باز من همانم که بودم.با دهان نفس کشیدن را دوست ندارم.غُر دارم. زیاد. مثل همیشه. اما نه بزرگی جلویشان گذاشته ام. بیچاره ها به زده شدن نمیرسند. فردا باز جمعه است. باز قرار است برنامه یادمان شهید هاشمی را چک کنم و در ناراحتی دوری غرق شوم و اشک هایم را روانه ی کربلا کنم. باز باید ساعت ۱۰ و ۱۳شاهد اتوبوس هایِ رفت و برگشت به مصلی باشم. بروم فردا؟؟ حالم خوب نیست که نیست. کی خوب هستم؟! حالااین بار درکنار همه آن بدحالی ها، جسمم هم مریض شده است!چیزی نیست که. درست میشود. خوب میشود. مثل همیشه. چرا صوت استادجوان آراسته را قطع نمیکنم وقتی از ۹ کلمه ۵تارا فقط میشنوم!؟ میترسم قطع کنم. میترسم قطع شوم. میترسم حاشیه میدان شدن عادتم شود. میترسم هنوز و همیشه. شب بخیر. . . .
یکی دیگه از معایب سرماخوردگی؛ نمیتونم کوچولوهارو بغل کنم. 🥲❤️‍🩹 .
حالِ خواهرم رو خریدارم؛ زود خوابید که الان_ساعت۴_بیدار بشه درس بخونه تا ۶ که بعد بره مدرسه. با چشم بسته از جاش کنده شد که بره بشوره و بشینه پا درساش که گفتم بخواب تعطیل شدی. از خوشحالی گریه اش گرفت. 🤝🏻تصورش هم دلچسبه.((((:
✨بهترین قبل و بعد اخیر روزگارَم: .
کلمات شما چه دارد؟! من هنوز به تماشایِ آتش افروخته شده به دستانِ شما ننشسته ام و از شوق گُرگرفته ام.کلمات شما چه دارد نادرخان؟! +پ. ن:خرافه یااعتقاد؟ هرچه هست دوبار صدقه انداختم برای توالی اتفاقاتِ خوبِ زندگی ام.خنده دوستم که بند می آید میگوید: عادت نداریم. نه! من میدانم که نه. من آموختم در سیاهیِ شب از روشنیِ ستاره لذت ببرم. . . . نیمچه. .
|امـ... ـا بعد|
روایت انسان؛ روایتی نو از تاریخ انسانیت در مسیری روشن از خلیفه‌الله تا مسیحا... روایت انسان شما را ب
مختصات خود را در عالم دانستن مهم است.شما میدانی؟!اگر نه، بدانید که ثبت نام شروع شده است.🌝 راستی! من "کد تخفیف" دارم.برای ثبت نام لازمتان میشود.حالا هم‌مسیر میشوی؟؟ https://revayate-ensan.ir/landing-revayat-department/
بگذشت در فراق تو شب های بیشمار... ☁ .
•••۱۳ از ۶۳••• یکی از جالبترین آثارِ نادرخان بود.اگر درباره این کتاب سرچ کنید اکثرا نوشته اند داستان درباره پدربزرگ است اما من فکر میکنم"پدربزرگ"وسیله ای برای تحولِ نوه هایش است و داستان درباره این دو است! نوه هایی که نادر یکی را وام دار از شخصیت خود نوشته است! این رمان در دسته علمی_تخیلی قرار میگیرد اما، نادرابراهیمی جز نویسنده هایی ست که در هرژانری در پیِ اثباتِ اخلاق و انسانیت است، و این کتاب مستثنی نیست! نادرابراهیمی در حاشیه کتاب"اوپنهایمر" نوشته است:هدف علم پیروزی است نه سعادت.او در کتابِ تکثیر تاسف برانگیز پدربزرگ، در قالب داستانِ جالبی این عقیده را نوشته است.👌🏻 شروع کتاب برای من که انسانِ سنت‌گرایی هستم بسیارزیبا بود. پایان کتاب به شدت متفاوت بود!منتهی در باب خوب و بد بودن این تفاوت.. نظر واحدی ندارم. 😶😅 من از افشا شدنِ داستان ناراحت میشوم، پس نمیگویم چه میشود و چطور. کتابی ست کم حجم، پرازکشش و پراز جملاتِ جالب. پیشنهاد میکنم بخوانید و کیف کنید. 🌱 . . . . 😂