سرشب از فوت یک عزیز مطلع شدم.الان هم یک خبرگزاری از بستری بودن رضاامیرخانی نوشت.ناراحت بودنم شدت گرفته.سگ سیاه افسردگی داره هی چاق وچله میشه. 👩🏻🦯
هرکتابی را هرجایی نخوانید. اینجاآدم ها مدام از پای درخت بلندم میکنند و از آجیل میپرسند.ناگهان از اسبِ تیز آتمیش پرت میشوم پشتِ صندوق. تصویر مارال را از چشم هایم میربایند تااز تازگیِ شیرینی های زبان و گلمحمدی بپرسند.خلاصه کنم هرکتابی را هرجایی نخوانید.❤️🩹
#قنادی
|امـ... ـا بعد|
صوتِ مقرری سوم"زیرسایه آن سرو صنوبر":
صوت مقرری چهارم و آخر"زیرسایه آن سرو صنوبر":
_سلام.
+سلام بابا.
_صبح بخیر، من اول ازتون عکس گرفتم بعد دارم اجازه میگیرم، اشکال نداره؟!
+چه اشکال داره بابا؟!
____
این مرد روبه روی قنادی کار میکند.بارها چشمم دنبالش دویده است، چه از لابه لای ترافیک و ماشین های بزرگ، چه از پشتِ چراغ های کورکننده.من به او خیره بودم.به موی سفیدش، دست لرزانش، صدایِ پنبه زنی هایش و قدمتِ شغلش.
#قنادی.
#مکالمه.
#جزئیاتدلبر.
آقای ساعدی از ردیف آخر گردن دراز کرد و در جواب غرهای استاد گفت:" آمادگی جسمانیِ آقای مولایی از همه ما بیشتره"
دیروز اعلام شد امروز ساعت ۱۰ امتحان داریم.ساعت ۱۱ بعد از ۲۰بار عوض کردن کلاس و ۳دفعه بالاپایین شدن سه طبقه بلاخره سرجلسه امتحان نشستیم. ۹۹نفرمون با نفس نفس استاد رو دوتا میدیدیم ولی آقای مولایی، سرهنگ بازنشسته نیروانتظامی،به سوالات ایراد وارد میکرد و تا ما به سوال دوم برسیم، سوال ششم رسیده بود. 🫡
#تبارکاللهمرد.
#بازنشستهتراز
#غیرجدی.