من باید برم ظرف بشورم
اما الان دلم غرق شدن در عالم شعر میخواد...
ی شعر بذارم میرم.... 🙊
|امـ... ـا بعد|
دیشب اگر پل گردی میخواستیم.
امشب کمپ میخواهیم. ی جای بکر و قشنگ و پر از ناهمواری... چادر بزنی، هیزم جمع کنی، چای دم بدی و موسیقی مورد علاقهـ و کتاب جذاب و هم صحبت خوب!
#جزئیاتدلبر.
|امـ... ـا بعد|
دیشب اگر پل گردی میخواستیم. امشب کمپ میخواهیم. ی جای بکر و قشنگ و پر از ناهمواری... چادر بزنی، هیزم
البتهـ تنم امشب خستهـ ست و از این برنامهـ خوشش نمیاد.کنسله! ی پلن دیگهـ بریزید! 🚶🏻♀
۳ماه و ۱۴روز پیش ساعت ۱و ۲۰دقیقه ظهر تازه رسیده بودم خونهـ و یادمه خیلی خسته بودم، فرصت کوتاهی هم داشتم، ساعت ۴مجدد باید میزدم بیرون.بهم زنگ زد و هرفحشی و توهین و تهمت و نفرین و واگذاری بهـ خدا بلد بود نثارم کرد. تماس ۲۱دقیقه بود ولی کاملا یک طرفه، فکر کنم صحبت من اصلا ۱دقیقه هم نبود.... و دیروز حضوری اومد حلالیت طلبید.(:
مهم نیست کی بود و چقدر بهمم ریخت، مهم نیست چرا عصبی بود، حتی مهم نیست کهـ پشیمون بود. مهم این بود کهـ دیگهـ حضور و نفس وجودیتش برام اهمیتی نداشت.(:
#کنایهطور.
داشتم بهـ پاییز فکر میکردم،
انقدر جزئیاتِ ملوسِ زیادی داره
کهـ ۳ماه کمهـ برای لذت بردن ازش...