eitaa logo
|امـ... ـا بعد|
102 دنبال‌کننده
460 عکس
74 ویدیو
6 فایل
دانشجوی روانشناسی. شیفتهـ ی فلسفهـ. مستِ شعر و ادبیات. کنجکاوِ تاریخ و ماضی. من: @Narges_sadat_Fazeli
مشاهده در ایتا
دانلود
وی را آوردیم در کوچهـ پس کوچهـ های کیان آباد و کیانپارس درمیان انبوهی اسب چرخدارِ غول پیکر در چهاردیواری فلزی متحرک با بهانهـ رساندن خالهـ ی کوچک به مکتب خانهـ گرداندیم تا دعوت نامهـ خواب را بپذیرد و بهـ عداوت شخصی اش با آن پایان دهد. آنقدر تاثیرگذار بود کهـ وی نهـ تنها دعوت خواب را پذیرفت کهـ بهـ گونهـ ای در حال وانمود کردن است کهـ گوش شیطان کَر انگار ما او را برحذر می داشتیم از قبول ضیافت.
یادداشت نهایی در اولین کتابی کهـ امضای نویسنده داشت. "استانبولچی." .
کتاب معمولی بود، تصور دیگهـ ای داشتم، خصوصا کهـ بنده خدایی خیلی تعریفش رو کرد.. 🚶🏻‍♀
میگم چرا هیچ حس خاصی نداشت داشتن امضای نویسنده؟!
گاهی در جریانِ یک اتفاق تلخ هستی و غافلگیری در کار نیست اما باز وقتی همهـ چی قطعی میشهـ و تمام شده ست باورت نمیشهـ... مثل فروش رفتن ماشین.(: .
نقش و حضور پررنگی در ۱۰ ماه اخیر زندگیم داشت.
ببین میدونم نباید بهـ زندگی دل بست. اما واقعا سختهـ....اینکهـ تلاش کنی خودت رو بی تفاوت نشون بدی سختتره... 🚶🏻‍♀ .
یادداشت آخر کتاب رو کهـ نوشتم عکس میگیرم روی این پست ریپلای میزنم. گاهی باید خودم مجبور کنم وگرنهـ نمی شود کهـ نمی شود. 😁😅 .
دوست دارم تک تک بچهـ ها رو بغل کنم و قربون صدقه ی مظلومیتشون برم. یکی نوشته بود غزه بغل میخواهد. نه... غزه بغل نمیخواد... غزه خودش با صبر و توکلش خودش رو تو آغوشِ خدا جا داده... این ماهاییم که نیاز داریم بغلشون کنیم و پیششون باشیم تا شاید آروم بگیریم.کلمه ای ندارم، هیچ کلمه ای به ذهنم نمیرسه که بتونه عمق درد و بی تابی قلبم رو منعکس کنهـ... عوضش اشک دارم...تا دلت بخواد میتونم بشینم مرثیه سرایی کنم و اشک بریزم... عوضش شرمندگی دارم از ناتوانی م برای ذره ای مرهم شدن... همین. 💔 .
"_تولدت مبارک، هدیه چی میخوای؟ +آغوشت رو بهم بده." این چکیده ای از محتوای پُستی بود کهـ برام فرستاد و بعد کلی کلمه کنار هم چید تا بهـ لپ کلام برسهـ، کهـ دوست داره همچین هدیهـ ای بهـ اون شخص بده یا از اون شخص بگیره. .
|امـ... ـا بعد|
"_تولدت مبارک، هدیه چی میخوای؟ +آغوشت رو بهم بده." این چکیده ای از محتوای پُستی بود کهـ برام فرستاد
نازدونهـ.... اگر روزی ازم بپرسی چیکار کنم کهـ تباه بشم بهت میگم برو بهـ آغوش اون فرد یا آغوشت رو بهش هدیهـ بده... کهـ بعدش تباهی رو بهـ چشم میبینی. نهـ تو لایق احساساتِ نمایشیِ کثیف اون آدمی... نهـ اون آدم لایق محبتِ بکر و صمیمانهـ توئه.