یکسالهـ کهـ تمام سفره های مناسبتی رو توی فروشگاه پهن میکنم...جالبه بدونید کهـ قبلش اصلا پهن نمیکردم! 😂خیلی قشنگ میشن...حداقل من خیلی دوسشون دارم(: البتهـ این نکتهـ کهـ خودم میچینم بی تاثیر نیست! 🤣
حالا جالبهـ کهـ من از کل یلداش فقط حافظ و انارش رو دوست دارم و سفره ام هم همین شکلی شد! 😍✨
#شبیلدا.
سنگینی این روزها طاقتِ قلب را کم میکند.
کارها کم شدن را دوست ندارند،زنگ تفریحی نیست
و ذهنِ پرشده مجالی برای خالی شدن نمی یابد.
فردا دوتاامتحان نسبتا سخت دارم.
و دوتا مسئولیتی که امشب باید انجام میدادم رو انجام ندادم و تازه نشستم پاشون....فقط خدابخیر کند من و این همهـ خستگی را...!
حفظ چهارچوب عرفی رو اگر میتونستم توی زندگیم بگنجونم مسیرم انقدر متفاوت نمیشد. قطعا.
الان باید بشینم امتحانم رو بخونم ولی با دیدگاه و تفکرم درگیر شدم. 😂
Everything is fine.
شگد راح تقابل أشخاص بحياتك،
وشگد راح تختلط بفئات مختلفة عن تفكيرك،
وشگد راح تنعزل وي نفسك وترجع تلتقي بناس،
بكلّ مرة راح تشوف مواقف منهم،
وتصيرلك تجربة وياهم،
وتلتمس تفكير ورأي وفعل كلّ شخص،
راح تشوف كلشي وممكن تتعلم وتنصدم،
بس الّي أريد أوصله، إنو بكلّ واحد تشوفه راح تلگه لُغة ونظرة حُب خاصة،
مو تجاه الحياة ولا الّي بيها وإنما خاصة لـ رب العالمين،يكون منبع الحُب والعبادة مميز بينهم، كلّ شخص وطريقته وترجمته اله، بس للأبد أحِب الّي يخلي الله بين عيونه بكلّ تعامل وموقف وأسلوب، أحِب الّي يشوف البلاء والمشكلة بمنظور قرآني إلٰهي بحت، هالشي يعلمني ويضيفلي مو بس يخليني منبهرة.
https://t.me/po_Oint1
انقدر حالتِ "نبودن" و "از دست دادن" آدم ها رو تجربه کردم کهـ با "بودن"و" ماندن" غریبه شدم ونابلد. 🚬
سریالِ جذاب و پرچالشی رو شروع کردم.
البته کهـ برای اغلب اطرافیان و دوستانم جذاب نیست!(:
روان پزشکی بهـ نام پاول.
هر جلسه ای که با یکی از مراجعینش داره یکی از قسمت های سریال رو تشکیل میده. میشه گفت هرقسمت حدودا نیم ساعته.قسمت اولش شوکه کننده ست، ولی توی همون قسمت متوجه میشید کهـ علاقه مند به ادامه هستید یانه. گاهی بعضی قسمت های گفتگو رو برمیگردونم تااز اول بخونم و ببینم و دقت کنم.برای من که عاشق دیالوگ ها و معنا و فلسفه ام لذت بخشه. پایان هرسریال به شدت اصغرفرهادی طوره اما باید صبور باشید. برای منی که اخیرا احساس میکنم صبرم کم شده، تمرین خوبیه!
#سریال #فیلمطور.
کتابی رو تا نیمه خوندم. عنوانِ میشه گفت عجیبی داره"فکرهای خصوصی".
۱۱روایت ، هرروایت از زبانِ یک راوی، هیچ کدام به هم مرتبط نیستند. نه داستان ها به هم مرتبط هستند و نه آدم ها همدیگه رو میشناسن.
هرراوی در چندصفحه نمایی از یکی از چالش های زندگیش رو به نگارش درمیاره!
نقطه اشتراکِ این چندروایت؟! ناکامی در ابعاد مختلفِ زندگی.
احساسات مبالغه شده، تصمیماتی که با بزرگنمایی عنوان میشن... و جالبهـ کهـ زن و مرد بودن راوی تفاوتی در میزانِ مبالغات و نداره!
پشیمونم از خوندنش؟! شاید!