کتابی رو تا نیمه خوندم. عنوانِ میشه گفت عجیبی داره"فکرهای خصوصی".
۱۱روایت ، هرروایت از زبانِ یک راوی، هیچ کدام به هم مرتبط نیستند. نه داستان ها به هم مرتبط هستند و نه آدم ها همدیگه رو میشناسن.
هرراوی در چندصفحه نمایی از یکی از چالش های زندگیش رو به نگارش درمیاره!
نقطه اشتراکِ این چندروایت؟! ناکامی در ابعاد مختلفِ زندگی.
احساسات مبالغه شده، تصمیماتی که با بزرگنمایی عنوان میشن... و جالبهـ کهـ زن و مرد بودن راوی تفاوتی در میزانِ مبالغات و نداره!
پشیمونم از خوندنش؟! شاید!
سریال، کتاب، بعضی گفتگوها با دوستانم و یکی دوتا اتفاق دیگه باعث شده اخیرا قسمت جزئی نگرِ ذهنم تاثیر قابل توجهی توی رفتار و رویه زندگیم بذارع!
|امـ... ـا بعد|
سریال، کتاب، بعضی گفتگوها با دوستانم و یکی دوتا اتفاق دیگه باعث شده اخیرا قسمت جزئی نگرِ ذهنم تاثیر
این بده؟ نمیدونم. شاید نه. ولی خوش بین نیستم.
کمال گرایی افراطی که بالقوه دارم این جزئی نگری رو میپسنده و خب... ترکیب این دوتا بیچاره کننده ست، نیست؟!
|امـ... ـا بعد|
من از عدد ۱۹ بدم میاد. کاش یکی اضافهـ بشهـ...
این سری از عدد ۲۳ بدم میاد... 🥲
صدای بارون...
آرامش دهنده ست و فکر بهـ اینکهـ الان درصدبالایی از اهالی شهر خواب هستند و درصد کمی همراه من این حس رو تجربه میکنن جالبه... 🫧
کتبت هذا السطور و ادخل بلاینستاو اسمع اغنیه اتغنی؛
"تخیلت واقف ویاک و الدنیا تمطر..."
اتندمت، حالیا نوم احسن شی!!((((: