صدای بارون...
آرامش دهنده ست و فکر بهـ اینکهـ الان درصدبالایی از اهالی شهر خواب هستند و درصد کمی همراه من این حس رو تجربه میکنن جالبه... 🫧
کتبت هذا السطور و ادخل بلاینستاو اسمع اغنیه اتغنی؛
"تخیلت واقف ویاک و الدنیا تمطر..."
اتندمت، حالیا نوم احسن شی!!((((:
اول هفته خوبی نیست.
دوست دارم برم تو غارِ تاریکِ تنهایی و زانوی غم بغل بگیرم ولی نمیشه و مجبورم توی روشنیِ بی نورِ بیرون از غار زانوهام رو صاف نگه دارم.
Alireza Ghorbani @RozMusic.comAlireza Ghorbani - Pol.mp3
زمان:
حجم:
6.4M
از تو میخواهم خودت را... ☁
پشت فرمون، تو شلوغی امام شرقی،
ی خیارشور دستم بود، میخواستم بخورمش
دیدم ی پیرمرد داره از جلوی ماشینم رد میشه و
با نگاهی به غایت سرزنش آلود نگاهم میکنهـ
احساس کردم بهـ جایِ خیارشور، 🚬دستم دیده! •_•
تو همون شلوغی امام شرقی،
خیارشور دوم رو برداشتم که بخورم نگاهم افتاد به ماشین جفتیمون کهـ راننده و کمک راننده، هردوتاشون دخترای جوونی بودن و کمک راننده نگاهش به من بود، خندیدم، خیارشور تعارف کردم سمتش لب زدم میخوای؟! خندید سرتکون داد آره! سریع شیشه ها رو دادیم پایین دوتا دادم دستش!(:
حیف همون موقع راه باز شد و راننده ها پشت سری کهـ با معنای صبر غریبه بودن امون ندادن، وگرنه شماره اش رو میگرفتم باهاش رفیق میشدم، پایه بود.((: