eitaa logo
|امـ... ـا بعد|
102 دنبال‌کننده
460 عکس
74 ویدیو
6 فایل
دانشجوی روانشناسی. شیفتهـ ی فلسفهـ. مستِ شعر و ادبیات. کنجکاوِ تاریخ و ماضی. من: @Narges_sadat_Fazeli
مشاهده در ایتا
دانلود
صدای بارون... آرامش دهنده ست و فکر بهـ اینکهـ الان درصدبالایی از اهالی شهر خواب هستند و درصد کمی همراه من این حس رو تجربه میکنن جالبه... 🫧
کتبت هذا السطور و ادخل بلاینستاو اسمع اغنیه اتغنی؛ "تخیلت واقف ویاک و الدنیا تمطر..." اتندمت، حالیا نوم احسن شی!!((((:
دخترها با هروزنی از جمله" لاغر شدی"خوشحال میشن. ^_^
زخم‌ نمی‌زنی به من که مبتلاترم کنی...
سوفی؛ من عجیب غریب نیستم فقط کلمات رو دوست دارم.
اول هفته خوبی نیست. دوست دارم برم تو غارِ تاریکِ تنهایی و زانوی غم بغل بگیرم ولی نمیشه و مجبورم توی روشنیِ بی نورِ بیرون از غار زانوهام رو صاف نگه دارم.
اگر حیات، چنین مرده‌مرده زیستن است برای آمدن مرگ، می‌توان مردن!
پشت فرمون، تو شلوغی امام شرقی، ی خیارشور دستم بود، میخواستم بخورمش دیدم ی پیرمرد داره از جلوی ماشینم رد میشه و با نگاهی به غایت سرزنش آلود نگاهم میکنهـ احساس کردم بهـ جایِ خیارشور، 🚬دستم دیده! •_•
تو همون شلوغی امام شرقی، خیارشور دوم رو برداشتم که بخورم نگاهم افتاد به ماشین جفتیمون کهـ راننده و کمک راننده، هردوتاشون دخترای جوونی بودن و کمک راننده نگاهش به من بود، خندیدم، خیارشور تعارف کردم سمتش لب زدم میخوای؟! خندید سرتکون داد آره! سریع شیشه ها رو دادیم پایین دوتا دادم دستش!(:
حیف همون موقع راه باز شد و راننده ها پشت سری کهـ با معنای صبر غریبه بودن امون ندادن، وگرنه شماره اش رو میگرفتم باهاش رفیق میشدم، پایه بود.((: