مدل و روش جهان از ازل تا به الان به ما میگه که چقدر "ریشه" مهمه... آدمی تا وقتی ریشه حیات خودش رو نشناسه هویتش بلاتکلیف میمونه!
کسی که نتونه با تاریخ ارتباط برقرار کنه نمیتونه با دنیای الانش ارتباط خوبی داشته باشه. چون سلسله اتفاقات متفاوت در چگونگی وضعیت الان آدمی دخیل هستند.
لازم نیست جزییات و حوادث ریز به ریز حفظ کنیم، لازمه بدونیم یک موضوع چقدر بالا پایینی داشته تا به نقطه کنونی رسیده.
صرف مطالعه گذشتهـ، تفکراتمون رو وسیع میکنه،دید انسان رو گسترده میکنه... اگر تا قبل از این از یک یا دوجنبه به موضوعات توجه میکردیم، تاثیر مطالعه، جنبه های مختلف و حتی پنهان موضوعات رو برامون آشکار میکنه.
دونستن تاریخ برای همهـ جذابه، مطمئنم. اینکه بعضی ها نسبت بهش نامهربونن، شاید بخاطر اینکه هنوز روش مختص و مناسب خودشون توی این زمینه رو پیدا نکردن!(و بله منم از روش سیستم آموزشی کشورمون بیزارم.)
تاریخ کمک کننده و امید بخشه؛
حتی توی زندگی شخصیتون، منظور من فقط سطح اجتماعی ماجرا نبود! صبور تر شدن، عاقلانه تر نگاه کردن،عمیق تر شدن، عجول نبودن، زود قضاوت نکردن، و حتی لذت و کشف بیشتر خود... از اتفاقاتی بود کهـ برای خودم افتاد.
پ.ن:
+تجربه استفاده از دو دوره غنیِ تاریخی دارم که هر کدوم مدل متفاوتی داشت و یکی از دیگری جذابتر!حیفم اومد چیزی دربارشون نگم و معتقدم حتی برای سرگرمی و ارضای فضولی و پر کردن وقت هم خوبن، فقط کافیه بفهمی چطوری میتونی دوستش داشته باشی... صوتی، تصویری، متنی، مباحثه ای و....!
+شاید کلماتی که استفاده کردم سنگین و قلمبه سلمبه باشن، ولی نمیدونم مدل دیگه نوشتنشون چطوریه! شاید هم میدونم ولی حقیقتش انگیزه ای برای امتحان کردنش ندارم.
+تراوشاتِ ذهنی یک عدد بی خواب.
سنی ندارم. آرزوها دارم. برنامه ها چیده ام.
اما...
هنوز کاری نکرده، می گویند پژمرده شده ام.
هنوز دنیایی ندیده، احساس پیری میکنم.
هنوز پیراهن پاره نکرده، پر از نصیحتم.
سگِ سیاهِ افسردگی بر پیکرِ روح و روانم سنگینی میکند.
بعضی حرف ها رو میشنوی کهـ صرفا یک
خراش ذهنی داشتهـ باشی از اون موضوع!
لازم نیست همهـ چیز را کامل دانست.
و البتهـ کهـ طبیعتا هم ممکن پذیر نیست.
|امـ... ـا بعد|
دوری از تو،آزمونِ تلخِ عاشقی است.. آری دلیلِ حیاتم... من بهـ همان شدت دوست دارم دوست داشتنت را... ♡
گاه می رنجم و دلم میخواهد چون کودکان با گریه های بلند اعتراض کنم تا به اغوشت دعوتم کنی.ببخش دلم را! بهانه گیر شده است و خسته. دنیایِ ملال آوری ست، نمیدانم اگر نداشتم شما را حال در چه... اصلا نمیخواهم تصور کنم آن وضعیت را، سیاهی تصویرش منزجر کننده ست وای به نفسش!
حسود شده ام.به تمام نفس های عمیقی که در صحن و سرایت کشیده شده است،به تک تک زوارت، هرکدام بهـ حال دلتنگی دچار شوند گریز میزنند به دالانِ خاطراتِ عکس هایشان، اما من چه؟! چنگ بزنم بهـ چهـ؟! راستش را بخواهید قلبم هم دیگر توانِ تحملِ چنگ هایِ از سر دلتنگی ام را ندارد. مو سفید کرده ام در دوری شما، نخواه پیرِ دلتنگی ات شوم، بخواه کهـ شوم پیرغلامت... ❤️🩹
نکند گمان کنی دیگر دوستت ندارم، نکند گمان کنی اشتیاقم کم شده است، نکند گمان کنی گم شده ام یا گمت کرده ام در هیاهوی دنیا... نه جانا... تو هنوز نبض و گرما و دلیل حیاتِ منی.
آری روشنیِ حیاتم... من بهـ همان شدت دوست دارم دوست داشتنت را... ♡
#أئمتی. #حیاتم.
مدتی بود دلم میخواست فیلم سرخ پوست نگاه کنم،فرصتی دست داد و دیدمش. یادم نمیاد آخرین باری کهـ از فیلم ایرانی خوشم اومد کی بود، واقعا به ندرت پیش میاد!
کارگردانی و تدوین و موسیقی متن عالی بود.
ایده خوبی هم داشت. تعلیق داستان پسندم بود،ذهن بیننده همراهِ رئیس زندان میشد کهـ واقعا مجرمِ فراری کجاست؟!
لوکیشن هم جذبم کرد،هیجان زده میشم از تصور یکبار رفتن،دیدن و چرخیدن توی تو در توهاش.
نوید محمدزاده و یکنواختی که در فیلماش داره! جدای شخصیت اصلی و دیدگاهم بهش، غالبا بازی هاش رو میپسندم، نقش هاش رو خوب درمیاره، تو این فیلم هم خوب بود اما... نمیدونم چطور منظورم رو برسونم، توی هرنقشی که بهش میدن توی سریال ها و فیلم های مختلف یه حالت خاص، مشترک و همیشگی داره که چه در قالب خلافکار، چه معتاد و چه مامور دولت این حالت هست!کهـ بنظرِ غیرمتخصصانه ام این ویژگی یکم غیرحرفه ایش میکنه و از خاص بودن دور!
درهرصورت بطور کلی اینجا هم خوب بازی کرد.
از نقش مددکار،با بازیگری پریناز ایزدیار خوشم نیومد. خودِ پریناز نقشش رو درست بازی کرده انگاری، نکته ام به نقش و حضور همچین کارکتر ضعیفیه!
اما بزرگترین باگِ فیلم! پایان بندی!!
واقعا اون چهـ کاری بود مرد!
باید حتما یهـ طوری نشون میدادن فیلم ساخت ایرانِ! 😒
راستی، برای دهه ۴۰،زیادی باکیفیت نبود؟!!
#فیلم.