|امـ... ـا بعد|
سگ سیاه افسردگی اینطوریه! 🤲🏻
۴خط ذوق، ۶خط غر!
تازه این اتفاقاتِ کاملا سطحیِ روزمره ست!!
|امـ... ـا بعد|
و تا آخر دیشب بهـ هرکس میرسیدم با چشمای برق زده مقنعه ام میزدم کنار میگفتم ببینش... 🐳
کتاب رشد استاد صفائی حائری رو تو حال خوب هم که میگیرم دستم چندبار باید یک خطش رو بخونم تا بفهمم! و تو بیخوابی امشبم کهـ سردردِ عجیبی همراهش هست، برای قرار مباحثه فردا چندصفحهـ روخوانی کردم... حس میکنم نه تنها نفهمیدم که داده های قبلی ذهنمم رفت زیرسوال!!!
یهـ مدت کوتاهیِ کهـ نوشتنم نمیاد.
نوشتنام اینطوری بود کهـ یهـ بهانهـ کوچیک میخواستم برای اینکهـ هی بنویسم و بنویسم و برم خط بعد و.... فکر نکرده ها! فکر نمیکردم چی بنویسم.همون بهونه کوچیک و نوشتن خط اول... همین دوتا عامل باعث میشد یهو ببینم عه! دوصحفه نوشتم.منظورم اینایی نیست کهـ اینجا گذاشتم،اصلا اونارو تو کانال منتقل نمیکنم. گاهی خیلی خوب میشدن، حداقل امتیاز رضایت خودم رو میگرفتن. گاهی انقدر چرت میشدن کهـ بهـ زور جلوی خودم رو میگرفتم برای اینکهـ پاکشون نکنم یا پاره اشون نکنم! خلاصه یه مدته بهونه ها زیاد شدن. ریز و درشت و مهم و بی اهمیت ولی.... نوشتنم نمیاد.شاید هم داره میاد. مثلا اصلا قرار نبود همین چندخط رو بنویسم ولی نوشتم.
احتمالا از این بهـ بعد اینجا بیشتر بنویسم.عه! انسان واقعا عجیب است! البته بیشتر منظورم خودمم... آخه بعدازظهر داشتم بهـ این فکر میکردم کانال رو حذف کنم و الان دارم به فعالیت بیشتر فکر میکنم.خب، تا تصمیم بعدی ببینیم چی پیش میاد.نباید دیگهـ بخوابم،نمازم قضا میشه و فردا عصبی میشم از بی ادبیم! چیکارکنیم...خوندن کتاب خون خورده رو شروع کنم یا برم یهـ مقدار ظرف توی سینک رو بشورم... سوال خوبیه!
بهانه؛ ننوشتن های اخیرم.
تاریخ؛ ۲بهمن ۱۴۰۲
پ. ن؛ در پیِ یک شب بیداریِ دوباره!
توله ته گرفته؛ از سری غذاهای محبوبم!
خیلی لعنتیِ جذابیهـ، حتما امتحانش کنید.فقط کافیه یهـ مقدار از غذا رو تو ظرف دیگهـ(کلِ دیگ رو نسوزونی منو فحش بدی!:/) بذاری روی شعلهـ زیاد،۵دقیقه بعد تهـ گرفتهـ و خوشمزه شده! نری درجا ته دیگ رو بخوری بسوزی منو فحش بدی.... خلاصه خیلی خوبه.*‿*
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۳،۴،۵رو نمیخوام.
ولی انتخاب بین ۱،۲،۶ سختهـ! 👩🏻🦯
|امـ... ـا بعد|
💭 من آوارگی را بهـ جان خریدم کهـ فارغ بمیرم...
هربار مستِ زیباییِ این ۲دقیقه و ۳۱ثانیه میشم...🌊