ی دورانی کهـ بیکار بودم😂 خیلی به مسیر زندگیم فکر میکردم! ی بار نشستم تصوراتم رو رو برگهـ پیاده کردم...کهـ انتظار و تصورم از مثلا ۱۰سال بعد چیه؟!
الان یادش افتادم و داشتم بهش فکر میکردم. متوجهـ شدم حتی اون زمان هم تصور روند و مسیر سختی رو برای خودم داشتم!
|امـ... ـا بعد|
چت بود دختر! یعنی حتی تو تصوراتم هم فانتزی نچپوندم! اه!!
از این حجم واقع بینی درونم بیزار شدم. 😂💔
استراحتِ ظهر همیشهـ منو میذاره تو دوراهی زشت!
بخوابم یا بیدار بمونم؟ خب اگر بخوابم بعد خواب موندم چی؟ بیدار موندم خسته تر شدم چی؟ بعد اگر بخوابم کار مفید حساب میشهـ؟ نخوابم کهـ اصلا کار مفید از دستم برنمیاد!!
.
.
و این داستان ادامهـ دارد تا نصف تایم استراحتم بپره و بعد این دوراهی برام دوراهی تر بشن...نهـ پررنگتر بشن یعنی... نهـ... نمیدونم کلمه مناسبش چی بود... اه.
#غیرجدی.
من باید برم ظرف بشورم
اما الان دلم غرق شدن در عالم شعر میخواد...
ی شعر بذارم میرم.... 🙊
|امـ... ـا بعد|
دیشب اگر پل گردی میخواستیم.
امشب کمپ میخواهیم. ی جای بکر و قشنگ و پر از ناهمواری... چادر بزنی، هیزم جمع کنی، چای دم بدی و موسیقی مورد علاقهـ و کتاب جذاب و هم صحبت خوب!
#جزئیاتدلبر.
|امـ... ـا بعد|
دیشب اگر پل گردی میخواستیم. امشب کمپ میخواهیم. ی جای بکر و قشنگ و پر از ناهمواری... چادر بزنی، هیزم
البتهـ تنم امشب خستهـ ست و از این برنامهـ خوشش نمیاد.کنسله! ی پلن دیگهـ بریزید! 🚶🏻♀