eitaa logo
|امـ... ـا بعد|
102 دنبال‌کننده
460 عکس
74 ویدیو
6 فایل
دانشجوی روانشناسی. شیفتهـ ی فلسفهـ. مستِ شعر و ادبیات. کنجکاوِ تاریخ و ماضی. من: @Narges_sadat_Fazeli
مشاهده در ایتا
دانلود
گاهی بعضی مشکلات و گره ها توی روابطمون باافراد تماما تقصیر خودمونهـ! اونطور کهـ خودمون خوشمون میاد دوسش داریم و باهاش درارتباطیم، نهـ اونطور کهـ هستن.کاش هی یکی یادم بیاره خودِ واقعی آدمای زندگیم رو دوست داشتهـ باشم نهـ تصور و انتظارم ازشون رو. .
چندروزه یهـ اتفاق مدام تکرار میشهـ و بعد از خوابیدنِ گردوخاکش،یک جملهـ حک شده باقی میمونهـ؛یک حقیقت شاید انکار پذیر باشد، اما غیر قابل اجتناب است! بلهـ! و اغلب از اینکهـ اون حقیقت رو بهـ روشون بیاری عصبی میشن! اشکال نداره گاهی عصبانیت لازمهـ، حتی اگر مدام تکرار بشهـ! .
آدم ها؛ بَلَد ترینند در رفتن. بلدترینند در عبور از نگاهی، بلدترینند در جاگذاشتن تپش قلبی، در کاشتن بغض، در نادیده گرفتن محبتی، در خشکاندن لبخندی، در بی توجهی بهـ توجهی، در کشتن احساس، در جاگذاشتن آدمی، در جاگذاشتن آدمی، در جاگذاشتن آدمی، آدمی، آدمی، آدمی...! .
آدمایی هستن که دلمون میخواد بهشون بگیم"مراقب خودت باش"ولی به هردلیلی نمیشه گفت. .
ولی تنها جنگی کهـ بهـ کسی نمیگم جنگ با شکممهـ تا تند تند گشنش نشهـ•_• کهـ الان،اینجا درمیون گذاشتم.... 😕 ولی چسبید! بعد ۱۷ساعت غذانخوردن و مدت هااااااااا پنهـ نخوردن، خیلی چسبید((: .
چون نوشتن و متن های پر اشتباه خودم رو دوست دارم، اینجا باشهـ. 🌝✨ . .
«چه عمری را در دوری از هم هدر کردیم! بهترین سالهای عمر ‌ما همه‌اش در تب و تاب گذشت و همانطور در تب و تاب و اضطراب و دوری و فقر دارد می‌گذرد. باید فکری برای این مسئله کرد. تا کِی زندگی موقّتی باید کردن، در صورتی که متن زندگی همین سالهاست. همین روزهای تنهایی است که می‌گذرد. بس است.» • ساعت ۴ بعد از ظهر جمعه ۲۱ فروردین / ۱۳۳۲، نامه از جلال آل احمد به سیمین دانشور
اوّل شهریور ۱۳۳۸: «آن کسی که تو را دوست دارد، به آسانی نمی‌لغزد و به زودی فریب نمی‌خورد و با هر مشکلی و هر محرومیتی که پیش آید ثبات خود را از دست نمی‌دهد.» - از نامه‌ی علی شریعتی به پوران شریعت
«…در این لحظه همچنان که می‌نویسم، چنان عاشقت هستم که چیزی نمانده قلبم از جا کنده شود. این عشق ذاتی‌ست، چیزی است که نمی‌توانم انکارش کنم.» - کورت ونه‌گات / نامه به ووفی
«آدم بعضی‌وقت‌ها حس می‌کند که احتیاج به همدردی دارد و اگر نتواند عقده‌ دلش را باز کند، کارش سخت خواهد بود. من هم اوقاتی برایم پیش می‌آید که حرف‌ها از دهنم بیرون می‌ریزد، اما کسی را نمی‌یابم که آن‌ها را به او بگویم.» - نامه صمد بهرنگی به دوست خود یوسف