eitaa logo
دانلود
دفعه قبل که اولین بار اومده بود، خیلی درگیر دانشگاه بودم. این دفعه اومد حدودا یک هفته موند پیشم... اولش شیرینی ازم خواستن و یه کیک مهمونشون کردم( عکس بهتری ازش نداشتم).
اولین بار اسفند رفتم بازار تربار، خیلی خوشم اومده بود. پس 4 ساعتی حدودا باهم تربار رو دور زدیم و خرید کردیم. بعدم نشستیم سبزیا رو پاک کردیم برای شام.
شب تصمیم گرفتیم بریم بیرون و راجع به موضوعات رندوم صحبت کنیم. خوراکی و چای آماده کردیم و رفتیم یه گوشه نشستیم. ماشینایی که رد میشدن، آدمایی که رد میشدن، مغازه‌های اطراف و ... شدن موضوع صحبتمون درکنارش هم تعریف کردن خاطراتی که به حرفامون مربوط بود
به لطف خواهر قشنگم با همچین چیزی مواجه شدیم^^
کیک خوشمزه نصف شبی درست کردیم:)))))
همش شد خوراکی وا:)))) اسلام دست و پامو بسته نمیتونم عکس آدما رو بزارم.
صبح ها امتحانای منو میدادیم، عصر و شب‌‌ها هم در تلاش برای خوب بودن.
و دیروزی که رو به موت بودم^^ شاید بگید این چه شکلیه؟ هیچی این منم که عین جنین تو خودم پیچیدم.
ببینید تولد کیهه! تولدت مبارك فاطمه خانم . عاقبت بخیر بشی زن.
📌بدرقه‌ای به نیابت از پنج تن 🔻تاریخ حداقل پنج تشییع را به خاندان پیامبر بدهکار است: ۱- تدفین شبانه پیامبر اعظم(ص) ۲- تدفین شبانه امیرالمومنین(ع) ۳- تدفین شبانه حضرت زهرا(س) ۴-تیرباران تشییع امام حسن مجتبی و تغییر محل تدفین ۵-تدفین پیکر قطعه قطعه سیدالشهداء پس از سه روز 🔻اما تشییع عظیم و خانواده‌اش ادای دین تاریخی امت و آزادگان عالم به خاندان پیامبر اسلام(ص) است. 🔻شهادتی که: ▪️همچون شهادت رسول الله(ص) به‌طور مرموز توسط یهود عنود ... ▪️همچون شهادت امیرالمومنین در ماه رمضان ... ▪️همچون شهادت حضرت زهرا(س) در بیت ... ▪️همچون شهادت امام حسن(ع) توسط دشمنان مدعیان صلح ... ▪️همچون شهادت سیدالشهدا(ع) با لب تشنه، همراه خانواده، مستقیم و علنی توسط جنایتکاران، توسط فاسدان جنسی، با تخریب و آتش زدن، شادی معاندان و شعار مثلی لایبایع مثل یزید انجام شد. 🔻انشاءالله تشییع مسیر بزرگ ظهور امام عصر (عج) را خواهد گشود. ✍حمیدرضا ابراهیمی
کانال حریر عادل بود یا چیزی مشابه این اگه اشتباه نکنم. اگه دارید برام بفرستید دمتون گرم
بیست‌‌وچند سالگی من برای رفتن‌ تو زود بود. سی‌وچند سالگی‌ دوستانم برای بی‌تو شدن زود بود. من حالا حسودی می‌کنم به آن‌ها که پنجاه و شصت‌ سال از عمرشان را در عصر تو گذارنده‌اند. برای آن‌ها که موی سپید توی سرشان دارند. ما سنی نداریم برای دیدن تابوت تو. ما سنی نداریم برای قدم زدن پشت سر تابوت سنگین تو. ما برای گریه بر پیکر چاک‌چاکت زیادی بچه‌ایم. شانه‌های ما برای حمل پیکرت هنوز نحیف است. ما آنقدر جوانیم که دنیای پیش از تو را هیچ‌گاه ندیده‌ایم. تا دنیا بوده، تو همیشه بوده‌ای. ما همانیم که ما را «بچه‌های عزیز من» خطاب می‌کردی.‌ تازه‌تازه خوب و بد را فهمیده‌ بودیم. تازه داشتیم می‌فهمیدیم که چه گران‌نعمتی بر سرمان است.‌ افتاده بودیم جلو و سنگت را پیش همه به سینه می‌زدیم. حرص می‌خوردیم از توهین‌ها به تو؛ می‌نوشتیم، بحث می‌کردیم، دعوا می‌کردیم. در دنیای عیش‌ونوش‌ها و بی‌وطنی‌ها، ما آدم تو بودیم. ناگهان صبح یک روز سیاه زمستانی تصمیم گرفتی که بروی. حالا ما یتیمانی جوانیم خیره بر تابوت تو. در فکر اینکه سال‌های بی‌تو را چگونه باید زیست. ما زندگی در دنیای بدون تو را بلد نیستیم. نباید می‌رفتی عزیزم… «مهدی مولایی» @m_molaie110