به مولا نگاه کن برای فهم راحت تر شما چطوری کلمات سختو حذف و براشون جایگزین پیدا میکنم 💔😂
دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
امام(علیهالسلام) داخل این کلام نورانی به پیامدها و آثار سوء سه رذیله اخلاقی در عباراتی کوتاه و فشر
واژۀ «طمع» به معنای بیش از حق خود طالب بودن و گرفتن مواهب زندگی از دست دیگرانه و تعبیر به «استشعر» که به معنای پوشیدن لباس زیرین است(🌚)، اشاره به این است که طمع را به خود چسبانده(از این دقیق تر مثال داریم خدایی؟)و از آن جدا نمیشود؛ بدیهی است که افراد طماع برای رسیدن به مقصود خود باید تن به هر ذلت و خواری بدن و دست سؤال به سوی هرکس دراز کنند و شخصیت خود را برای نیل به اهداف طمعکارانه خود بشکنند.
خوب این طمع ورزی ها به کجا راه پیدا میکنه؟؟ به سر منزل مقصود؟؟
+ اره دو بار 🗿😂، بعضی وقتا ممکنه این طمع ورزی ها به جایی برسه که طرف مغزشو از دست بده و رسما چل بشه مثالم میزنم براتون الان
درباره طماع معروف عرب به نام «اشعب» نقل کردن که بسیاری از اوقات هنگامی که راه میرفت دامن خود را به دست میگرفت و اونو در برابر آسمان باز نگه میداشت و میگفت: «شنیدهام بعضی از پرندگان در حال پرواز تخم میگذارند شاید تخم آن پرنده در دامن من بیفتد.»
و یا نقل میکنن هنگامی که گروهی از کودکان او را در کوچه و بازار آزار میدادن برای پراکنده ساختن آنها گفت: «شنیدهام در فلان خانه حلوا پخش میکنند.»
بچهها به سوی آن خانه دویدند ناگهان دیدند خود اشعب نیز به سوی آن خانه میدود گفتند: «تو چرا؟»
گفت: «شاید حرف من درست باشد.»
(من سر این قسمت از هم گسستم خدا شاهده 😂😭)
این داستانها خواه واقعیت داشته باشد یا نه اشاره به کارهای ننگآوری داره که انسان به جهت طمع انجام میده. نقطه مقابل طمع قناعت است که سبب عزت آدمی میشود.
دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
درباره طماع معروف عرب به نام «اشعب» نقل کردن که بسیاری از اوقات هنگامی که راه میرفت دامن خود را به
یه حدیث درباره قناعت از امام علی:عَزَّ مَنْ قَنَعَ؛آن کس که قناعت پیشه کند عزیز خواهد بود
دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
امام(علیهالسلام) داخل این کلام نورانی به پیامدها و آثار سوء سه رذیله اخلاقی در عباراتی کوتاه و فشر
در دومین نکته میفرماید: «کسی که سفره دل خویش را (نزد این و آن بدون هیچ فایده) باز کند (و مشکلات خود را فاش سازد) رضایت به ذلت خود داده است؛ وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ.»
دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
در دومین نکته میفرماید: «کسی که سفره دل خویش را (نزد این و آن بدون هیچ فایده) باز کند (و مشکلات خود
نکته هاش:روشنه هر وقت انسان بره پیش طبیب درد خودشو بگه و از طبیب راه درمان رو بخواد یا پیش قاضی ظلمی را که بر او رفته بیان سازد و از او احقاق حق بخواهد یا نزد دوستش از گرفتاری خود برای گرفتن وام سخن بگوید کار خلافی نکرده و به دنبال مشکلگشایی بوده؛ اما طرح مشکلات نزد کسانی که هیچگونه توانایی بر حل آن ندارند اثری جز ذلت و سرافکندگی انسان نخواهد داشت.
در این موارد باید خویشتندار بود و لب به شکایت نگشود.
امام میاد و برای تکمیل این دو تا جمله جمله ای طلایی میگه که 😦🍃
دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
امام میاد و برای تکمیل این دو تا جمله جمله ای طلایی میگه که 😦🍃
آنگاه امام(علیهالسلام) در جمله سوم میفرماید: «کسی که زبانش را بر خود امیر سازد شخصیت او تحقیر میشود؛ وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ.» منظور از امیر شدن زبان اینه که از تحت کنترل عقل و فکر خارج شود و هرچه بر زبانش اومد بگه
بدیهیه و درکش آسونه که سخنانی که از فکر و عقل و تقوا سرچشمه نمیگیرن در بسیاری از موارد خطرهایی ایجاد میکنن که انسان قادر بر جبران آن نیست و گاه اسباب رنجش افراد آبرومند و سبب ایجاد اختلاف در میان مردم و کینه و دشمنی نسبت به گوینده و دیگران میشود و چه زیبا میگوید شاعر عرب:
اِحْفَظْ لِسانَکَ ایُّهَا الْإنْسانُ لا یَلْدَغَنَّکَ إنَّهُ ثُعْبانٌ کَمْ فِی الْمَقابِرِ مِنْ قَتیلِ لِسانِهِ کانَتْ تُهابُ لِقاءُهُ الاْقْرانُ؛ ایانسان زبان خود را حفظ کن -مراقب باش تو را نگزد که اژدهایی است. چه بسیارند کسانی که در گورستانها خفتهاند و کشته زبان خویشند- همان کسانی که همترازان آنها از ملاقات با آنها وحشت داشتند.